الدين ، و عصمتكم التقوى ، و زينتكم الادب ، و حصون اعراضكم الحلم :
« بدانيد ملاك كار شما دين است ، و مايه حفظ شما تقوى است ، زينت شما ادب و دژهاى محكم آبروى شما ، حلم و بردبارى است » ( 1 ) .
اشاره به اينكه شعر وسيله اى است و معيار ارزيابى آن هدفى است كه شعر در راه آن به كار گرفته مىشود .
اما متاسفانه در طول تاريخ ادبيات اقوام و ملل جهان ، از شعر سوء استفاده فراوان شده است ، و اين ذوق لطيف الهى در محيطهاى آلوده آن چنان به ننگ كشيده شده است كه گاه از مؤثرترين عوامل فساد و تخريب بوده است ، مخصوصا در عصر جاهليت كه دوران انحطاط فكرى و اخلاقى قوم عرب بود ، « شعر » و « شراب » و « غارت » همواره در كنار هم قرار داشتند ! ولى چه كسى مىتواند اين حقيقت را انكار كند كه اشعار سازنده و هدفدار در طول تاريخ حماسههاى فراوان آفريده است ، و گاه قوم و ملتى را در برابر دشمنان خونخوار و ستمگر آن چنان بسيج كرده كه بىپروا از همه چيز بر صف دشمن زده و قلب او را شكافتهاند .
در دورانى كه شاهد و ناظر بارور شدن انقلاب اسلامى بوديم با چشم خود ديديم كه اشعار موزون و شعارهايى كه در قالب شعر ريخته مىشد چه شور و هيجان و جنبشى مىآفريد و چگونه خونها را در رگها به جوش مىآورد ، و صفوف انسانها را به خروش وامىداشت ، و چگونه اين اشعار كوتاه و ساده ، اما حماسى و هيجانانگيز لرزه بر اندام دشمن مىانداخت ، و پايههاى كاخشان را متزلزل مىساخت .
و نيز چه كسى مىتواند انكار كند كه گاه يك شعر اخلاقى آن چنان در اعماق جان انسان نفوذ مىكند كه يك كتاب بزرگ و پر محتوا كار آن را انجام نمىدهد .
آرى همانگونه كه در حديث معروف از پيامبر گرامى اسلام ص نقل شده :
هامش
( 1 ) شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ج 20 ص 461 .