نور الهى گاه آن را سحر مىناميدند ، چرا كه نفوذ مرموز در افكار داشت ، و گاه شعر مىخواندند ، چرا كه دلها را تكان مىداد و به همراه خود مىبرد ! آنها در حقيقت مىخواستند مذمت كنند ، اما با اين سخن مدح مىكردند و اين گفتارشان سند زنده اى بود بر نفوذ خارق العاده قرآن در افكار و دلها .
قرآن درباره پيامبر اسلام ص مىفرمايد : وَما عَلَّمْناه الشِّعْرَ وَما يَنْبَغِي لَه إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ وَقُرْآنٌ مُبِينٌ لِيُنْذِرَ مَنْ كانَ حَيًّا : « ما شعر به او نياموختيم و شعر و شاعرى شايسته او نيست ، بلكه اين ذكر و بيدارى است و قرآنى است آشكار تا افرادى كه روح حيات در كالبدشان است انذار كند » ( يس - 69 ) .
2 - شعر و شاعرى در اسلام
بدون شك ذوق شعر ، و هنر شاعرى مانند همه سرمايههاى وجودى انسان در صورتى ارزشمند است كه در يك مسير صحيح به كار افتد و از آن بهره گيرى مثبت و سازنده شود ، اما اگر به عنوان يك وسيله مخرب براى ويران كردن بنيان اعتقاد و اخلاق جامعه و تشويق به فساد و بى بند و بارى مورد استفاده واقع شود ، و يا انسانها را به پوچى و بيهودگى و خيالپرورى سوق دهد ، يا تنها يك سرگرمى بى محتوى تلقى گردد ، بى ارزش و حتى زيانبار است .
و با اين جمله پاسخ اين سؤال روشن مىشود كه بالآخره از آيات فوق چنين مىفهميم كه شاعر بودن خوبست يا بد ؟ زشت است يا زيبا ؟ و اسلام با شعر موافق است يا مخالف ؟ .
پاسخ اين سخن آن است كه ارزيابى اسلام در اين زمينه روى « هدفها » و « جهتگيريها » و « نتيجهها » است ، به گفته امير مؤمنان على ع هنگامى كه گروهى از يارانش در يكى از شبهاى ماه مبارك رمضان به هنگام افطار ، سخن به شعر و شاعران كشيدند ، آنها را مخاطب ساخته فرمود :
اعلموا ان ملاك امركم