آنها را به اين سمت و آن سمت بكشاند ، در هر وادى سرگردان مىشوند .
آنها غالبا در بند منطق و استدلال نيستند ، و اشعارشان از هيجاناتشان تراوش مىكند ، و اين هيجانات و جهشهاى خيالى هر زمان ، آنان را به وادى ديگرى سوق مىدهد .
هنگامى كه از كسى راضى و خشنود شوند او را با مدائح خود به اوج آسمانها مىبرند ، هر چند مستحق قعر زمين باشد ، و از او فرشته زيبايى مىسازند هر چند شيطان لعينى باشد ! و هنگامى كه از كسى برنجند چنان به هجو او مىپردازند كه گويى مىخواهند به اسفل السافلينش بكشانند ، هر چند موجودى آسمانى و پاك باشد .
آيا محتواى حساب شده قرآن با زمينههاى فكرى شاعران ، مخصوصا با شاعران آن محيط كه كارى جز وصف شراب و جمال معشوق و خط يار و مدح قبيلههاى مورد نظر و ذم و هجو دشمنان نداشتند ، هيچ شباهتى دارد .
بعلاوه شاعران معمولا مردان بزمند نه جنگاوران رزم ، اهل سخنند نه عمل ، لذا در آيه بعد اضافه مىكند : « آيا نمىبينى كه آنها سخنانى مىگويند كه عمل نمىكنند » ( * ( وَأَنَّهُمْ يَقُولُونَ ما لا يَفْعَلُونَ ) * ) .
اما پيامبر اسلام ص سر تا پا عمل است ، و حتى دشمنان او وى را به عزم راسخ و استقامت عجيبش و اهميت دادن به جنبههاى عملى مسائل مىستايند شاعر كجا و پيامبر اسلام كجا ؟
از جمع بندى بيانات فوق چنين استفاده مىشود كه قرآن سه نشانه براى اين گروه از شعراء بيان كرده است :
نخست اينكه پيروان آنها گروه گمراهانند ، و با الگوهاى پندارى و خيالى از واقعيتها مىگريزند .
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 378
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣٧٨