بعلاوه آنها از نظر قدرت و زور مسلما جلو بودند ولى از نظر منطق و قدرت نفوذ كلام ، برترى با پيامبر ص و مسلمانان بود ، و همين برترى سبب مىشد كه آنها براى انتخاب برچسبها و پاسخهاى ساختگى در برابر پيامبر ص به مشورتهاى نهانى بنشينند .
به هر حال آنها در اين گفتارشان روى دو چيز تكيه داشتند ، يكى بشر بودن پيامبر ص و ديگرى برچسب سحر ، و در آيات بعد برچسبهاى ديگرى نيز خواهد آمد كه قرآن به پاسخ آنها مىپردازد .
ولى قرآن نخست به صورت كلى به آنها از زبان پيامبر ص چنين پاسخ مىگويد : « پروردگار من هر سخنى چه در آسمان باشد و چه در زمين مىداند » ( * ( قالَ رَبِّي يَعْلَمُ الْقَوْلَ فِي السَّماءِ وَالأَرْضِ ) * ) .
چنين تصور نكنيد كه سخنان مخفيانه و توطئههاى پنهانى شما بر او مخفى باشد ، « چرا كه او هم شنوا است و هم دانا » ( * ( وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ) * ) .
او همه چيز را مىداند و از همه كار با خبر است ، نه تنها سخنان را مىشنود ، از انديشه هايى كه از مغزها مىگذرد ، و تصميمهايى كه در سينهها پنهان است آگاه است .
بعد از ذكر دو قسمت از بهانه جوئيهاى مخالفان ، به چهار قسمت ديگر از آن پرداخته چنين مىگويد : « آنها گفتند آنچه پيامبر ص به عنوان وحى آورده خوابهاى آشفته و پراكنده اى بيش نيست » كه او آنها را حقيقت و واقعيت مىپندارد ! ( * ( بَلْ قالُوا أَضْغاثُ أَحْلامٍ ) * ) ( 1 ) .
هامش
( 1 ) « اضغاث » جمع « ضغث » ( بر وزن حرص ) به معنى بسته هيزم يا گياه خشكيده و مانند آن است ، و « احلام » جمع « حلم » ( بر وزن نهم ) به معنى خواب و رؤيا است ، و از آنجا كه براى جمعآورى يك بسته هيزم و مانند آن يك مشت اشياء پراكنده را روى هم مىگذارند اين تعبير به خوابهاى آشفته و پراكنده اطلاق شده است .