جر و بحث بود و مدتى طولانى افكار گروهى از دانشمندان را به خود جلب كرده بود .
ولى ما امروز به خوبى مىدانيم كه اين بحث بيشتر جنبه سرگرمى سياسى داشته ، تا علماى اسلام را به خود مشغول دارند و از مسائل اصولى و اساسى كه تماس با وضع حكومت و طرز زندگى مردم و حقايق اصلى اسلام دارد منصرف سازند .
امروز براى ما كاملا روشن است كه اگر منظور از كلام اللَّه محتوا و مضمون آنست ، بطور قطع قديم است يعنى هميشه در علم خدا بوده و علم واسع پروردگار هميشه به آن احاطه داشته است .
و اگر منظور اين الفاظ و اين كلمات و اين وحى است كه بر پيامبر ص نازل شده ، آن هم بدون شك « حادث » است .
كدام عاقل مىگويد الفاظ و كلمات ازلى است ؟ يا نزول وحى بر پيامبر ص از آغاز فرمان رسالت نبوده ؟ بنا بر اين ملاحظه مىكنيد هر طرف بحث را بگيريم مساله آفتابى و روشن است .
به تعبير ديگر قرآن الفاظى دارد و معانى ، الفاظش قطعا حادث است و معانيش قطعا قديم ، بنا بر اين جايى براى جر و بحث نيست .
وانگهى اين بحث كدام مشكل علمى و اجتماعى و سياسى و اخلاقى از جامعه اسلامى را حل مىكند ؟ و چرا بعضى از دانشمندان پيشين فريب شگردهاى حاكمان مكار توطئه گر را خوردهاند ؟ ! لذا مىبينيم بعضى از امامان اهل بيت ع ضمن بيان روشن اين مساله عملا به آنها هشدار دادند كه از اين گونه بحثها بپرهيزيد ( 1 ) .
هامش
( 1 ) احتجاج طبرسى طبق نقل نور الثقلين جلد 3 صفحه 412 .