در شام با همين آيه به شاميان استدلال فرمود و گفت : منظور از آيه « * ( آتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّه ) * » مائيم كه خدا به پيامبرش دستور داده كه حق ما ادا شود ( و اين چنين شما شاميان همه اين حقوق را ضايع كرديد ) ( 1 ) .
ولى با اينهمه همانگونه كه قبلا هم گفتيم اين دو تفسير با هم منافات ندارد ، همه موظفند حق ذى القربى را بپردازند پيامبر ص هم كه رهبر جامعه اسلامى است موظف است به اين وظيفه بزرگ الهى عمل كند ، در حقيقت اهل بيت پيامبر ص از روشنترين مصداقهاى ذى القربى و شخص پيامبر ص از روشنترين افراد مخاطب به اين آيه است .
به همين دليل پيامبر ص حق ذى القربى را كه خمس و همچنين فدك و مانند آن بود به آنها بخشيد ، چرا كه گرفتن زكات كه در واقع از اموال عمومى محسوب مىشد براى آنها ممنوع بود .
2 - بلاى اسراف و تبذير
بدون شك ، نعمتها و مواهب موجود در كره زمين ، براى ساكنانش كافى است ، اما به يك شرط و آن اينكه بيهوده به هدر داده نشوند ، بلكه به صورت صحيح و معقول و دور از هر گونه افراط و تفريط مورد بهره بردارى قرار گيرد ، و گرنه اين مواهب آن قدر زياد و نامحدود نيست كه با بهره گيرى نادرست ، آسيب نپذيرد .
و اى بسا اسراف و تبذير در منطقه اى از زمين باعث محروميت منطقه ديگرى شود ، و يا اسراف و تبذير انسانهاى امروز باعث محروميت نسلهاى آينده گردد .
آن روز كه ارقام و آمار ، همچون امروز دست انسانها نبود ، اسلام هشدار داد كه در بهره گيرى از مواهب خدا در زمين ، اسراف و تبذير روا مداريد .
هامش
( 1 ) نور الثقلين جلد 3 صفحه 255 .