است » ( 1 ) و نيز از آن حضرت نقل شده كه روزى دستور داد رطب براى خوردن حاضران بياورند ، بعضى رطب را مىخوردند و هسته آن را به دور مىافكندند ، فرمود : « اين كار را نكنيد كه اين تبذير است و خدا فساد را دوست نمىدارد » ( 2 ) .
دقت در مساله اسراف و تبذير تا آن حد است كه در حديثى مىخوانيم پيامبر ص از راهى عبور مىكرد ، يكى از يارانش بنام سعد مشغول وضوء گرفتن بود ، و آب زياد مىريخت ، فرمود : چرا اسراف مىكنى اى سعد ! عرض كرد : آيا در آب وضو نيز اسراف است ؟ فرمود :
نعم و ان كنت على نهر جار :
« آرى هر چند در كنار نهر جارى باشى » ( 3 ) .
در اينكه منظور از ذى القربى در اينجا همه خويشاوندان است يا خصوص خويشاوندان پيامبر ص ( زيرا مخاطب در آيه او است ) در ميان مفسران گفتگو است .
در احاديث متعددى كه در نكات ، بحث آن خواهد آمد مىخوانيم كه اين آيه به ذوى القرباى پيامبر ص تفسير شده ، و حتى در بعضى مىخوانيم كه به داستان بخشيدن سرزمين فدك به فاطمه زهرا ع نظر دارد .
ولى همانگونه كه بارها گفتهايم اين گونه تفسيرها مفهوم وسيع آيات را محدود نمىكند ، و در واقع بيان مصداق روشن و واضح آن است .
خطاب به پيامبر ص در جمله « و آت » دليل بر اختصاص اين حكم به او نيست ، زيرا ساير احكامى كه در اين سلسله آيات وارد شده ، مانند نهى از تبذير و يا مداراى با سائل و مستمند و يا نهى از بخل و اسراف ، همه به صورت خطاب به پيامبر ص ذكر شده ، در حالى كه مىدانيم اين احكام جنبه اختصاصى ندارد ، و مفهوم آن كاملا عام است .
هامش
( 1 و 2 و 3 ) بنا به نقل تفسير صافى ذيل آيه مورد بحث .