و اياكم من فضله :
« اميدوارم خدا ما و تو را از فضلش روزى دهد » ( 1 ) .
در سنتهاى قديمى ما به هنگام برخورد با سائل چنين بوده و هست كه هنگامى كه تقاضا كننده اى به در خانه مىآمد و چيزى براى دادن موجود نبود به او مىگفتند : « ببخش » ، اشاره به اينكه آمدن تو بر ما حقى ايجاد مىكند و از نظر اخلاقى از ما چيزى طلبكار هستى و ما تقاضا داريم كه اين مطالبه اخلاقى خود را بر ما ببخشى چرا كه چيزى كه پاداش آن باشد موجود نداريم ! و از آنجا كه رعايت اعتدال در همه چيز حتى در انفاق و كمك به ديگران ، شرط است ، در آيه بعد روى اين مساله تاكيد كرده مىگويد : « دست خود را بر گردن خويش بسته قرار مده » ( * ( وَلا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلى عُنُقِكَ ) * ) .
اين تعبير كنايه لطيفى است از اينكه دست دهنده داشته باش ، و همچون بخيلان كه گويى دستهايشان به گردنشان با غل و زنجير بستهاند و قادر به كمك و انفاق نيستند مباش .
از سويى ديگر « دست خود را فوق العاده گشاده مدار ، و بذل و بخشش بى حساب مكن كه سبب شود از كار بمانى ، و مورد ملامت اين و آن قرار گيرى ، و از مردم جدا شوى » ( * ( وَلا تَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُوراً ) * ) .
همانگونه كه « بسته بودن دست به گردن » كنايه از بخل ، « گشودن دستها به طور كامل » آن چنان كه از جمله « * ( وَلا تَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ ) * » استفاده مىشود كنايه از بذل و بخشش بى حساب است .
و « تقعد » كه از ماده « قعود » به معنى نشستن است كنايه از توقف و از كار افتادن مىباشد .
تعبير به « ملوم » ، اشاره به اين است كه گاه بذل و بخشش زياد نه تنها
هامش
( 1 ) تفسير مجمع البيان ذيل آيه .