- « قضاء » به معنى « حكم » و داورى مانند فَاقْضِ ما أَنْتَ قاضٍ : « هر داورى مىخواهى بكن » ( سوره طه آيه 72 ) .
- « قضاء » به معنى « فراغت از چيزى » مانند قُضِيَ الأَمْرُ الَّذِي فِيه تَسْتَفْتِيانِ : « كارى را كه در باره آن نظر خواهى مىكرديد پايان يافت » ( سوره يوسف آيه 41 ) .
- « قضاء » به معنى « اراده مانند إِذا قَضى أَمْراً فَإِنَّما يَقُولُ لَه كُنْ فَيَكُونُ » هنگامى كه كارى را اراده كند به آن مىگويد موجود باش ، آن هم موجود مىشود « ( سوره آل عمران آيه 47 ) .
- و « قضاء » به معنى « عهد » مانند إِذْ قَضَيْنا إِلى مُوسَى الأَمْرَ : « هنگامى كه از موسى پيمان و عهد گرفتيم » سوره قصص آيه 44 ) ( 1 ) .
« ابو الفتوح رازى » بر اين معانى اضافه مىكند .
« قضاء » به معنى « اخبار و اعلام » مانند وَقَضَيْنا إِلى بَنِي إِسْرائِيلَ فِي الْكِتابِ : « ما به بنى اسرائيل در تورات اعلام نموديم » ( 2 ) .
و بر اين اضافه مىتوان كرد :
« قضاء » به معنى « مرگ » مانند فَوَكَزَه مُوسى فَقَضى عَلَيْه : « موسى ضربه اى بر او زد و او جان داد » ( سوره قصاص آيه 15 ) .
حتى بعضى از مفسران معانى « قضاء » را بالغ بر سيزده معنى در قرآن مجيد دانستهاند ( 3 ) .
ولى اينها را نمىتوان معانى متعددى براى كلمه « قضاء » دانست ، زيرا همه آنها جامعى دارند كه در آن جمعند ، و در حقيقت غالب معانى كه در بالا ذكر
هامش
( 1 ) تفسير قرطبى جلد 6 صفحه 3853 .
( 2 ) تفسير ابو الفتوح رازى جلد 7 صفحه 188 .
( 3 ) وجوه القرآن تفليسى صفحه 235 .