و اعمال صالح مىروند ، اما آنها كه گنهكارند و در عين حال گناهشان را عبادت ، و اعمال سوئشان را صالحات و كژىها را درستىها مىپندارند ، نه تنها در صدد جبران نخواهند بود بلكه با شدت هر چه تمامتر به كار خود ادامه مىدهند ، حتى تمام سرمايههاى وجود خود را در اين مسير به كار مىگيرند ، و چه تعبير جالبى قرآن در باره آنها ذكر كرده : ( ا * ( بِالأَخْسَرِينَ أَعْمالًا ) * ) .
در روايات اسلامى تفسيرهاى گوناگونى براى « اخسرين اعمالا » آمده است كه هر يك از آنها اشاره به مصداق روشنى از اين مفهوم وسيع است ، بى آنكه آن را محدود كند ، در حديثى از « اصبغ بن نباته » مىخوانيم كه شخصى از « امير مؤمنان على » ع از تفسير اين آيه سؤال كرد ، امام فرمود : « منظور يهود و نصارى هستند ، اينها در آغاز بر حق بودند سپس بدعتهايى در دين خود گذاردند و در حالى كه اين بدعتها آنها را به راه انحراف كشانيد گمان مىكردند كار نيكى انجام مىدهند » ( 1 ) در حديث ديگرى از همان امام ع مىخوانيم : كه پس از ذكر گفتار فوق فرمود : « خوارج نهروان نيز چندان از آنها فاصله نداشتند » ! ( 2 ) در حديث ديگر مخصوصا اشاره به « رهبانها » ( مردان و زنان تارك دنيا ) و گروههاى بدعتگذار از مسلمين شده است ( 3 ) .
و در بعضى از روايات به « منكران ولايت امير مؤمنان على ع » تفسير گرديده . ( 4 )
راهبانى كه يك عمر در گوشه « ديرها » تن به انواع محروميتها مىدهند ، از ازدواج چشم مىپوشند ، از لباس و غذاى خوب صرف نظر مىكنند ، و ديرنشينى را بر همه چيز مقدم مىشمرند ، و گمان مىكنند اين محروميتها سبب قرب آنها
هامش
( 1 و 2 و 3 ) تفسير نور الثقلين جلد سوم صفحه 312 .
( 4 ) همان مدرك صفحه 311 .