ضمنا تعبير به « گم شدن » گويا اشاره به اين حقيقت است كه اعمال انسان به هر صورت در عالم نابود نمىشود ، همانگونه كه ماده و انرژيهاى جهان هر چند دائما تغيير شكل مىدهند اما به هر حال از بين نمىروند ، ولى گاه گم مىشوند ، چون آثار آنها به چشم نمىخورد و هيچگونه استفاده از آن نمىگردد ، همانند سرمايههاى گم شده اى كه از دسترس ما خارج و بلا استفاده است .
در باره اينكه چرا انسان گرفتار چنين حالتى از نظر روانى مىشود در نكات بحث خواهيم كرد .
آيات بعد به معرفى صفات و معتقدات اين گروه زيانكار مىپردازد و چند صفت كه ريشه تمام بدبختيهاى آنها است ، بيان مىدارد :
نخست مىگويد : آنها كسانى هستند كه به آيات پروردگارشان كافر شدند ( * ( أُولئِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآياتِ رَبِّهِمْ ) * ) .
آياتى كه چشم و گوش را بينا و شنوا مىكند ، آياتى كه پردههاى غرور را درهم مىدرد ، و چهره واقعيت را در برابر انسان مجسم مىسازد ، و بالآخره آياتى كه نور است و روشنايى ، و آدمى را از ظلمات اوهام و پندارها بيرون آورده به سرزمين حقايق رهنمون مىگردد .
ديگر اينكه آنها بعد از فراموش كردن خدا به « معاد » و « لقاء اللَّه » كافر گشتند ( و لقائه ) .
آرى تا ايمان به « معاد » در كنار ايمان به « مبدء » قرار نگيرد و انسان احساس نكند كه قدرتى مراقب اعمال او است و همه را براى يك دادگاه بزرگ و دقيق و سختگير حفظ و نگهدارى مىكند ، روى اعمال خود حساب صحيحى نخواهد كرد ، و اصلاح نخواهد شد .
سپس اضافه مىكند : « به خاطر همين كفر به مبدء و معاد ، اعمالشان حبط
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 561
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٥٦١