إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى » .
10 - « محكم كارى از هر نظر درس ديگر اين داستان است ، ذو القرنين در بناى سد از قطعات بزرگ آهن استفاده كرد ، و براى اينكه اين قطعات كاملا بهم جوش بخورند ، آنها را در آتش گداخت و براى اينكه عمر سد طولانى باشد و در برابر تصرف هوا و رطوبت و باران مقاومت كند آن را با لايه اى از مس پوشاند تا از پوسيدگى آهن جلوگيرى كند .
11 - انسان هر قدر قوى و نيرومند و متمكن و صاحب قدرت شود و از عهده انجام كارهاى بزرگ برآيد باز هرگز نبايد به خود ببالد و مغرور گردد اين همان درس ديگرى است كه ذو القرنين به همگان تعليم مىدهد .
او در همه جا به قدرت پروردگار تكيه مىكرد ، بعد از اتمام سد گفت « * ( هذا رَحْمَةٌ مِنْ رَبِّي ) * » و به هنگامى كه پيشنهاد كمك مالى به او مىكنند مىگويد « * ( ما مَكَّنِّي فِيه رَبِّي خَيْرٌ ) * » و بالآخره هنگامى كه از فناى اين سد محكم سخن مىگويد باز تكيه گاه او وعده پروردگارش مىباشد .
12 - همه چيز زائل شدنى است و محكمترين بناهاى اين جهان سرانجام خلل خواهد يافت ، هر چند از آهن و پولاد يك پارچه باشد . اين آخرين درس در اين ماجرا است درسى است براى همه آنها كه عملا دنيا را جاودانى مىدانند ، آن چنان در جمع مال و كسب مقام ، بى قيد ، و شرط و حريصانه مىكوشند كه گويى هرگز مرگ و فنايى وجود ندارد ، با اينكه سد ذو القرنين كه سهل است خورشيد با آن عظمتش نيز سرانجام فانى و خاموش مىشود و كوهها با تمام صلابتى كه دارند متلاشى مىگردند و از هم مىپاشند ، انسان كه در اين ميان از همه آسيب پذيرتر است .
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 541
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٥٤١