حتى در اشعار « حميرىها » ( كه از اقوام يمن بودند ) و بعضى از شعراى جاهليت اشعارى ديده مىشود كه در آنها افتخار به وجود « ذو القرنين » كردهاند ( 1 ) .
طبق اين فرضيه ، سدى را كه ذو القرنين ساخته همان سد معروف « مارب » است .
سومين نظريه كه ضمنا جديدترين آنها محسوب مىشود همانست كه دانشمند معروف اسلامى « ابو الكلام آزاد » كه روزى وزير فرهنگ كشور هند بود ، در كتاب محققانه اى كه در اين زمينه نگاشته است آمده ( 2 ) .
طبق اين نظريه ذو القرنين همان « كورش كبير » پادشاه هخامنشى است .
از آنجا كه نظريه اول و دوم تقريبا هيچ مدرك قابل ملاحظه تاريخى ندارد و از آن گذشته ، نه اسكندر مقدونى داراى صفاتى است كه قرآن براى ذو القرنين شمرده و نه هيچيك از پادشاهان يمن .
به علاوه « اسكندر مقدونى » سد معروفى نساخته ، اما « سد مارب » در « يمن » سدى است كه با هيچيك از صفاتى كه قرآن براى سد ذو القرنين ذكر كرده است تطبيق نمىكند ، زيرا سد ذو القرنين طبق گفته قرآن از آهن و مس ساخته شده بود ، و براى جلوگيرى از هجوم اقوام وحشى بوده ، در حالى كه سد مارب از مصالح معمولى ، و به منظور جمعآورى آب و جلوگيرى از طغيان سيلابها ساخته شده بود ، كه شرح آن را قرآن در سوره « سبا » بيان كرده است .
به همين دليل بحث را بيشتر روى نظريه سوم متمركز مىكنيم ، و در اينجا
هامش
( 1 ) الميزان جلد 13 صفحه 414 .
( 2 ) اين كتاب به فارسى ترجمه شده و بنام « ذو القرنين يا كورش كبير » انتشار يافته ، و بسيارى از مفسران و مورخان معاصر ، اين نظريه را با لحن موافق در كتابهاى خود مشروحا آوردهاند .