كه صاحبان اصلى درد ، بايد در انجام كار خود شريك باشند كه « آه صاحب درد را باشد اثر » ، لذا ذو القرنين به گروهى كه از هجوم اقوام وحشى شكايت داشتند نخست دستور داد قطعات آهن بياورند ، بعد از آن دستور آتش افروختن در اطراف سد آهنين براى جوش خوردن ، و بعد از آن دستور تهيه مس مذاب براى پوشاندن آهن با لايه اى از مس داد ، اصولا كارى كه با شركت صاحبان اصلى درد پيش ميرود هم به بروز استعدادهاى آنها كمك مىكند و هم نتيجه حاصل شده را ارج مىنهند و در حفظ آن مىكوشند چرا كه در ساختن آن تحمل رنج فراوان كردهاند .
ضمنا به خوبى روشن مىشود كه حتى يك ملت عقب افتاده هنگامى كه از طرح و مديريت صحيح برخوردار شود مىتواند دست به چنان كار مهم و محير - العقولى بزند .
9 - يك رهبر الهى بايد بى اعتنا به مال و ماديات باشد ، و به آنچه خدا در اختيارش گذارده قناعت كند ، لذا مىبينيم ذو القرنين بر خلاف روش سلاطين كه حرص و ولع عجيب به اندوختن اموال از هر جا و هر كس دارند هنگامى كه پيشنهاد اموالى به او شد نپذيرفت و گفت « * ( ما مَكَّنِّي فِيه رَبِّي خَيْرٌ ) * » : « آنچه پروردگارم در اختيار من نهاده بهتر است » .
در قرآن مجيد كرارا در داستان انبياء مىخوانيم : كه آنها يكى از اساسىترين سخنهايشان اين بود كه ما در برابر دعوت خود هرگز اجر و پاداش و مالى از شما مطالبه نمىكنيم .
در يازده مورد از قرآن مجيد اين مطلب در باره پيامبر اسلام و يا انبياء پيشين به چشم مىخورد ، گاهى با اين جمله ضميمه است كه « پاداش ما تنها بر خدا است » و گاهى بدون آن ، و گاه دوستى اهل بيت خود را كه خود پايه اى براى رهبرى آينده بوده است بعنوان پاداش ذكر كردهاند « قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْه أَجْراً
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 540
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٥٤٠