تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 538

مساهمون:

ص٥٣٨
3 - هيچ حكومتى نمىتواند بدون تشويق خادمان و مجازات و كيفر خطاكاران به پيروزى برسد ، اين همان اصلى است كه ذو القرنين از آن به خوبى استفاده كرد و گفت : « آنها را كه ظلم و ستم كرده‌اند مجازات خواهيم كرد ، و آنها را كه ايمان و عمل صالح دارند به نحوى شايسته و نيكويى پاداش خواهيم داد » . على ع در فرمان معروفش به « مالك اشتر » كه يك دستور العمل جامع كشوردارى است مىفرمايد « و لا يكون المحسن و المسيء عندك بمنزلة سواء ، فان فى ذلك تزهيدا لاهل الاحسان فى الاحسان ، و تدريبا لاهل الاسائة على الاسائة » : « هيچگاه نبايد نيكوكار و بدكار در نظر تو يكسان باشند ، زيرا اين امر سبب مىشود كه نيكوكاران به كار خود بى رغبت شوند و بدكاران جسور و بىپروا » ( 1 ) . 4 - تكليف شاق هرگز مناسب يك حكومت عدل الهى نيست ، و به همين دليل ذو القرنين بعد از آنكه تصريح كرد من ظالمان را مجازات خواهم كرد و صالحان را پاداش نيكو خواهم داد ، اضافه نمود « من برنامه سهل و آسانى به آنها پيشنهاد خواهم كرد » ( تا توانايى انجام آن را از روى ميل و رغبت و شوق داشته باشند ) . 5 - يك حكومت فراگير نمىتواند نسبت به تفاوت و تنوع زندگى مردم و شرائط مختلف آنها بى اعتنا باشد ، به همين دليل ذو القرنين كه صاحب يك حكومت الهى بود به هنگام برخورد با اقوام گوناگون كه هر كدام زندگى مخصوص به خود داشتند متناسب با آن رفتار كرد ، و همه را زير بال پر خود گرفت . 6 - ذو القرنين حتى جمعيتى را كه به گفته قرآن سخنى نمىفهميدند ( * ( لا يَكادُونَ يَفْقَهُونَ قَوْلًا ) * ) . از نظر دور نداشت ، و با هر وسيله ممكن بود به درد دل آنها گوش فرا داد و نيازشان را بر طرف ساخت ، و ميان آنها و دشمنان سرسختشان سد محكمى ساخت و با اينكه به نظر نمىرسد يك چنين جمعيت عقب افتاده اى
هامش
( 1 ) - نهج البلاغه نامه 53