اما بعضى مفسران ، وعده خدا را اشاره به پيشرفتهاى علمى بشر مىدانند كه با آن ديگر سد غير قابل عبور مفهومى ندارد ، وسائل هوايى ، همچون هواپيماها ، هليكوپترها و مانند آن تمام اين موانع را برمىدارد .
ولى اين تفسير بعيد به نظر مىرسد .
نكتهها :
1 - نكات آموزنده اين داستان تاريخى
البته در اينكه ذو القرنين كه بود ؟ و سفرهاى او به شرق و غرب چگونه صورت گرفت ؟ و سدى را كه او ساخته در كجا است ؟ و مانند اينها بعدا به خواست خدا بحث خواهيم كرد ، ولى قطع نظر از جنبههاى تطبيقى تاريخى ، خود اين داستان بطور سربسته داراى نكات آموزنده فراوانى است كه توجه به آن از هر چيز لازمتر و در واقع هدف اصلى قرآن را تشكيل مىدهد .
1 - نخستين درسى را كه به ما مىآموزد اين است كه در جهان هيچ كارى بدون توسل به اسباب امكان ندارد ، لذا خدا براى پيشرفت كار ذو القرنين « اسباب » پيشرفت و پيروزى را به او داد ( وَآتَيْناه مِنْ كُلِّ شَيْءٍ سَبَباً ) و او هم به خوبى از اين اسباب بهره گرفت ( فاتبع سببا ) بنا بر اين ، آنها كه انتظار دارند بدون تهيه اسباب لازم به پيروزى برسند بجايى نخواهند رسيد حتى اگر ذو القرنين باشند ! 2 - هر چند غروب خورشيد در چشمه اى گلآلود قطعا جنبه خطاى باصره داشت ، ولى با اين حال نشان مىدهد كه ممكن است خورشيد با آن عظمت بوسيله چشمه گلآلودى پوشانده گردد همانگونه كه يك انسان با عظمت و يك شخصيت و الا مقام گاه بر اثر يك لغزش به كلى سقوط مىكند ، و شخصيتش در ديدهها غروب خواهد كرد .