چون از اين حقيقت آگاه بود اقدام به چنين كارى كرد .
ضمنا مشهور در معنى « قطر » همان است كه گفتيم ( مس مذاب ) ولى بعضى از مفسران آن را به « روى مذاب » تفسير كردهاند كه خلاف معروف است .
سرانجام اين سد بقدرى نيرومند و مستحكم شد كه « آن گروه مفسد ، قادر نبودند از آن بالا بروند ، و نه قادر بودند در آن نقبى ايجاد كنند » ( * ( فَمَا اسْطاعُوا أَنْ يَظْهَرُوه وَمَا اسْتَطاعُوا لَه نَقْباً ) * ) .
در اينجا ذو القرنين با اينكه كار بسيار مهمى انجام داده بود ، و طبق روش مستكبران مىبايست به آن مباهات كند و بر خود ببالد ، و يا منتى بر سر آن گروه بگذارد ، اما چون مرد خدا بود ، با نهايت ادب چنين « اظهار داشت كه اين از رحمت پروردگار من است » ( * ( قالَ هذا رَحْمَةٌ مِنْ رَبِّي ) * ) .
اگر علم و آگاهى دارم و به وسيله آن مىتوانم چنين گام مهمى بردارم از ناحيه خدا است ، و اگر قدرت و نفوذ سخن دارم آن هم از ناحيه او است .
و اگر چنين مصالحى در اختيار من قرار گرفت آن هم از بركت رحمت واسعه پروردگار است ، من چيزى از خود ندارم كه بر خويشتن ببالم و كار مهمى نكردهام كه بر گردن بندگان خدا منت گذارم ! سپس اين جمله را اضافه كرد كه گمان نكنيد اين يك سد جاودانى و ابدى است نه « هنگامى كه فرمان پروردگارم فرا رسد آن را درهم مىكوبد ، و به يك سرزمين صاف و هموار مبدل مىسازد » ! ( * ( فَإِذا جاءَ وَعْدُ رَبِّي جَعَلَه دَكَّاءَ ) * ) .
« و اين وعده پروردگار من حق است » ( * ( وَكانَ وَعْدُ رَبِّي حَقًّا ) * ) .
ذو القرنين در اين گفتارش به مساله فناء دنيا و درهم ريختن سازمان آن در آستانه رستاخيز اشاره مىكند .
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 536
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٥٣٦