يا به الهام الهى ، همچون سخن گفتن بعضى از پرندگان با سليمان ، بوده است .
به هر حال از اين جمله استفاده مىشود كه آن جمعيت از نظر امكانات اقتصادى وضع خوبى داشتند ، اما از نظر صنعت و فكر و نقشه ناتوان بودند ، لذا حاضر شدند هزينه اين سد مهم را بر عهده گيرند مشروط بر اينكه ذو القرنين طرح و ساختمان آن را پذيرا گردد .
در مورد « ياجوج » و « ماجوج » به خواست خدا در پايان اين بحث سخن خواهيم گفت .
اما ذو القرنين در پاسخ آنها « چنين اظهار داشت كه آنچه را خدا در اختيار من گذارده ( از آنچه شما مىخواهيد بگذاريد ) بهتر است » و نيازى به كمك مالى شما ندارم ( * ( قالَ ما مَكَّنِّي فِيه رَبِّي خَيْرٌ ) * ) .
« مرا با نيرويى يارى كنيد ، تا ميان شما و اين دو قوم مفسد ، سد نيرومندى ايجاد كنم » ( * ( فَأَعِينُونِي بِقُوَّةٍ أَجْعَلْ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمْ رَدْماً ) * ) .
« ردم » ( بر وزن مرد ) در اصل به معنى پركردن شكاف بوسيله سنگ است ، ولى بعدا به معنى وسيعترى كه شامل هر گونه سد ، و حتى شامل وصله كردن لباس مىشود گفته شده است .
جمعى از مفسران معتقدند كه « ردم » به سد محكم و نيرومند گفته مىشود « و طبق اين تفسير ذو القرنين به آنها قول داد كه بيش از آنچه انتظار دارند بنا كند .
ضمنا بايد توجه داشت كه سد ( بر وزن قد ) و سد ( بر وزن خود ) به يك معنى است و آن حائلى است كه ميان دو چيز ايجاد مىكنند ، ولى به گفته « راغب » در مفردات بعضى ميان اين دو فرق گذاشتهاند ، اولى را مصنوع انسان و دومى را حائلهاى طبيعى دانستهاند .
هامش
( 1 ) « آلوسى » در « روح المعانى » و « فيض كاشانى » در تفسير « صافى » و « فخر رازى » در « تفسير كبير » .