غير از آن دو گروه سابق يافت كه هيچ سخنى را نمىفهميدند « ( * ( حَتَّى إِذا بَلَغَ بَيْنَ السَّدَّيْنِ وَجَدَ مِنْ دُونِهِما قَوْماً لا يَكادُونَ يَفْقَهُونَ قَوْلًا ) * ) .
اشاره به اينكه او به يك منطقه كوهستانى رسيد و در آنجا جمعيتى ( غير از دو جمعيتى كه در شرق و غرب يافته بود ) مشاهده كرد كه از نظر تمدن در سطح بسيار پائينى بودند ، چرا كه يكى از روشنترين نشانههاى تمدن انسانى ، همان سخن گفتن او است .
بعضى نيز اين احتمال را دادهاند كه منظور از جمله « لا * ( يَكادُونَ يَفْقَهُونَ قَوْلًا ) * » اين نيست كه آنها به زبانهاى معروف آشنا نبودند ، بلكه آنها محتواى سخن را درك نمىكردند ، يعنى از نظر فكرى بسيار عقب مانده بودند .
در اينكه اين دو كوه كجا بوده - همانند ساير جنبههاى تاريخى و جغرافيايى اين سرگذشت - در پايان بحث تفسيرى سخن خواهيم گفت .
در اين هنگام آن جمعيت كه از ناحيه دشمنان خونخوار و سرسختى بنام ياجوج و ماجوج در عذاب بودند ، مقدم ذو القرنين را كه داراى قدرت و امكانات عظيمى بود ، غنيمت شمردند ، دست به دامن او زدند و « گفتند : اى ذو القرنين ! ياجوج و ماجوج در اين سرزمين فساد مىكنند ، آيا ممكن است ما هزينه اى در اختيار تو بگذاريم كه ميان ما و آنها سدى ايجاد كنى » ( * ( قالُوا يا ذَا الْقَرْنَيْنِ إِنَّ يَأْجُوجَ وَمَأْجُوجَ مُفْسِدُونَ فِي الأَرْضِ فَهَلْ نَجْعَلُ لَكَ خَرْجاً عَلى أَنْ تَجْعَلَ بَيْنَنا وَبَيْنَهُمْ سَدًّا ) * ) .
اين گفتار آنها ، با اينكه حد اقل زبان ذو القرنين را نمىفهميدند ممكن است از طريق علامت و اشاره بوده باشد ، و يا لغت بسيار ناقصى كه نمىتوان آن را به حساب آورد .
اين احتمال را نيز دادهاند كه تفاهم ميان آنها بوسيله بعضى از مترجمين
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 533
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٥٣٣