بقره آيه 249 هنگامى كه از مؤمنان راستين و مجاهدان ثابتقدمى كه همراه طالوت به مبارزه با جالوت جبار و ستمگر برخاستند سخن مىگويد تعبير به قالَ الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاقُوا اللَّه كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّه :
« آنها كه ايمان قاطع به معاد داشتند گفتند بسيار مىشود كه گروهى اندك ( اما با ايمان ) به فرمان خدا بر گروه كثيرى پيروز گردد » .
ضمنا كلمه « مواقعوها » از ماده « مواقعه » به معنى وقوع بر يكديگر است اشاره به اينكه هم آنها بر آتش مىافتند و هم آتش بر آنها ، هم آتش در آنها نفوذ مىكند و هم آنها در آتش چرا كه در آيات ديگر قرآن خواندهايم كه « گنهكاران خود آتشگيره آتشند » ( سوره بقره آيه 24 ) .
نكتهها :
1 - آيا شيطان فرشته بود ؟
مىدانيم فرشتگان پاك و معصومند ، و قرآن هم به پاكى و عصمت آنها اعتراف كرده ، آنجا كه مىگويد : « بَلْ عِبادٌ مُكْرَمُونَ لا يَسْبِقُونَه بِالْقَوْلِ وَهُمْ بِأَمْرِه يَعْمَلُونَ » « آنها بندگان گرامى خدا هستند ، در هيچ سخنى بر او پيشى نمىگيرند و فرمانهاى او را گردن مىنهند » ( آيه 36 و 37 سوره انبياء ) .
اصولا از آنجا كه در جوهر آنها عقل است و نه شهوت بنا بر اين كبر و غرور و خودخواهى ، و بطور كلى انگيزههاى گناه در آنها وجود ندارد .
از طرفى استثناء « ابليس » در آيات فوق ( و بعضى آيات ديگر قرآن ) از جمع « ملائكه » اين تصور را به وجود مىآورد كه ابليس از فرشتگان بوده و با توجه به عصيان و سركشى او اين اشكال به نظر مىرسد كه چگونه از فرشته اى اين گناهان كبيره ممكن است سر بزند ؟ ! بخصوص اينكه در بعضى از خطبههاى نهج البلاغه نيز آمده است كه :
ما كان اللَّه سبحانه ليدخل الجنة بشرا بامر اخرج به منها ملكا :
« هرگز