اين استثناء ممكن است اين توهم را به وجود آورد كه ابليس از جنس فرشتگان بود ، در حالى كه فرشتگان معصومند ، پس چگونه او راه طغيان و كفر را پوييد ؟ ! لذا بلا فاصله اضافه مىكند « او از جن بود ، و سپس از فرمان پروردگارش خارج شد » ( * ( كانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّه ) * ) .
او از فرشتگان نبود ولى به خاطر بندگى و اطاعت و قرب به پروردگار در صف فرشتگان جاى گرفت ، و حتى شايد معلم آنان بود ، اما به خاطر يك ساعت كبر و غرور آن چنان سقوط كرد كه همه سرمايه معنويت خود را از دست ، داد و رانده ترين و منفورترين موجود در درگاه خدا شد .
سپس مىگويد « با اين حال آيا او و فرزندانش را به جاى من اولياى خود انتخاب مىكنيد » ؟ ! ( * ( أَ فَتَتَّخِذُونَه وَذُرِّيَّتَه أَوْلِياءَ مِنْ دُونِي ) * ) .
« در حالى كه آنها دشمن شما هستند » ( * ( وَهُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ ) * ) .
دشمنى سرسخت و قسم خورده كه تصميم به گمراهى و بدبختى همه شما گرفتهاند ، و عداوت خود را از روز نخست نسبت به پدرتان آدم آشكارا اظهار داشتهاند .
« شيطان و فرزندانش را به جاى خدا پذيرا شدن بسيار بد است » ( * ( بِئْسَ لِلظَّالِمِينَ بَدَلًا ) * ) ( 1 ) .
راستى چه زشت است كه انسان خداى عالم و آگاه و رحيم و مهربان و فيض بخش را رها كند ، و شيطان و دار و دسته اش را به جاى او بپذيرد ، اين زشتترين انتخابهاست ، كدام عاقل دشمن را كه از روز نخست ، كمر به نابوديش
هامش
( 1 ) « بدلا » از نظر تركيب نحوى تميز است و فاعل « بئس » شيطان و دار و دسته او است ، و يا عبادت شيطان و دار و دسته اش ، فاعل مىباشد .