بنا بر اين اگر شرط مزبور تحقق يابد تمام جنبههاى مثبتى كه در قرآن در رابطه با انسان آمده در وجود او بارور مىگردد ، و اگر اين شرط ، تحقق نيابد ، جنبههاى منفى ياد شده آشكار مىشود ، لذا در آيه 19 تا 24 سوره معارج مىخوانيم إِنَّ الإِنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً إِذا مَسَّه الشَّرُّ جَزُوعاً وَإِذا مَسَّه الْخَيْرُ مَنُوعاً إِلَّا الْمُصَلِّينَ الَّذِينَ هُمْ عَلى صَلاتِهِمْ دائِمُونَ .
: « انسان ، هلوع آفريده شده ، هنگامى كه بدى به او برسد بىتابى مىكند ، و هنگامى كه خوبى به او برسد ، بخل مىورزد ، مگر نمازگزاران كه همواره به اين برنامه ادامه مىدهند .
شرح بيشتر اين موضوع را در سوره يونس ذيل آيه 12 نيز بيان كرديم ( تفسير نمونه جلد 8 صفحه 239 ) .
2 - بلاى شتابزدگى !
عشق آتشين به يك موضوع و افكار سطحى و محدود ، و گاه سيطره هوى و هوس بر انسان ، و خوشبينى بيش از حد به يك مطلب ، عوامل عجله و شتابزدگى در كارها است ، و از آنجا كه بررسيهاى سطحى و مقدماتى غالبا براى پى بردن به حقيقت يك امر و سود و زيان آن كافى نيست ، معمولا عجله و دستپاچگى در انجام كارها ، موجب ندامت و خسران و پشيمانى است .
تا آنجا كه در آيات فوق خوانديم كه گاهى عجله سبب مىشود ، انسان به دنبال بديها برود به همان سرعت كه به دنبال نيكيها مىرود ! تلخكامىها و شكستها و مصائبى كه دامان انسان را در طول تاريخ بر اثر عجله و شتابزدگى گرفته است ، بيش از آن است كه قابل احصا و شماره باشد ، و خود ما در طول زندگى نمونههاى آن را آزمودهايم ، و ثمرات تلخش را چشيدهايم ! .
نقطه مقابل عجله « تثبت » و « تانى » يعنى درنگ كردن ، و با تفكر و تامل و بررسى همه جوانب كارى را انجام دادن است .