سالها و حساب دانسته شود » ( 1 ) .
اين تعبيرها نيز با آنچه در تفسير اول بيان شد منافاتى ندارد ، زيرا همانگونه كه گفتيم پيدايش حساب و شماره سالها را هم مىتوان به شب و روز نسبت داد و هم به خورشيد و ماه ، چرا كه هر دو با هم مربوطند .
نكتهها :
1 - آيا انسان ذاتا عجول است ؟
نه تنها در رابطه با عجله و شتابزدگى كه در آيات فوق انسان به آن توصيف شده ، در موارد متعددى ديگر از قرآن نيز مذمتهايى روى عنوان « انسان » ديده مىشود ، از قبيل « ظلوم » و « جهول » و « كفور » و « طغيانگر » و « هلوع » ( كمظرفيت ) و « مغرور » و مانند آن .
اين تعبيرات گاهى اين سؤال را به وجود مىآورد كه چگونه مىتوان اين امور را با برداشتى كه از قرآن در مورد فطرت پاك انسان و حامل روح خدايى بودنش داريم ، هماهنگ ساخت ؟
به تعبير ديگر انسان از نظر جهان بينى اسلامى ، موجودى است بسيار و الا ، به حدى كه لايق مقام خليفة اللهى و نمايندگى خدا در زمين است ، معلم فرشتگان و برتر از آنهاست ، اين موضوع با نكوهشهاى فوق چگونه سازگار است ؟ ! پاسخ اين سؤال را در يك جمله مىتوان داد كه آن همه مقام و شخصيت و ارزش انسان مشروط به يك شرط است و آن « تربيت تحت نظر رهبران الهى » است ، در غير اين صورت انسان به گونه گياهى خودرو پرورش مىيابد و در ميان هوسها و شهوات غوطه ور مىشود ، سرمايههاى عظيمى را كه بالقوه دارد از دست مىدهد و جنبههاى منفى در وجود او آشكار مىشود .
هامش
( 1 ) نهج البلاغه خطبه اشباح خطبه 91 .