تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 382

مساهمون:

ص٣٨٢
بعضى از مؤرخان نوشته‌اند كه مامور خريد غذا به سرعت به غار بازگشت و دوستان خود را از ماجرا آگاه ساخت ، همگى در تعجب عميق فرو رفتند ، و از آنجا كه احساس مىكردند همه فرزندان و برادران و دوستان را از دست داده‌اند ، و هيچكس از ياران سابق آنها زنده نمانده ، تحمل اين زندگى براى آنها سخت و ناگوار بود ، از خدا خواستند كه چشم از اين جهان بپوشند و به جوار رحمت حق منتقل شوند و چنين شد . آنها چشم از جهان پوشيدند و جسدهاى آنها در غار مانده بود كه مردم به سراغشان آمدند . « در اينجا نزاع و كشمكش بين طرفداران مساله معاد جسمانى و مخالفان آنها در گرفت . مخالفان سعى داشتند كه مساله خواب و بيدارى اصحاب كهف به زودى به دست فراموشى سپرده شود ، و اين دليل دندانشكن را از دست موافقان بگيرند ، لذا پيشنهاد كردند در غار گرفته شود ، تا براى هميشه از نظر مردم پنهان گردند « ( * ( إِذْ يَتَنازَعُونَ بَيْنَهُمْ أَمْرَهُمْ فَقالُوا ابْنُوا عَلَيْهِمْ بُنْياناً ) * ) . و براى خاموش كردن مردم مىگفتند زياد از آنها سخن نگوئيد ، آنها سرنوشت اسرارآميزى داشتند كه « پروردگارشان از وضع آنها آگاهتر است » ( * ( رَبُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ ) * ) . بنا بر اين داستان آنها را رها كنيد و به حال خودشان واگذاريد . در حالى كه « مؤمنان راستين كه از اين امر آگاهى يافته بودند و آن را سند زنده اى براى اثبات رستاخيز به مفهوم حقيقيش مىدانستند ، سعى داشتند اين داستان هرگز فراموش نشود ، و لذا گفتند : ما در كنار مدفن آنها مسجد و معبدى مىسازيم » تا مردم ياد آنها را از خاطره‌ها هرگز نبرند ، به علاوه از روح پاك آنها استمداد طلبند ( * ( قالَ الَّذِينَ غَلَبُوا عَلى أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيْهِمْ مَسْجِداً ) * ) .