نكتهها :
1 - برنامه ريزى براى تعليم و تربيت -
يكى از درسهاى مهم كه آيات فوق به ما مىآموزد لزوم برنامه ريزى براى هر گونه انقلاب فرهنگى و فكرى و اجتماعى ، و هر گونه برنامه تربيتى است ، چرا كه اگر چنين برنامه اى تنظيم نگردد و در مقاطع مختلف هر كدام به موقع خود پياده نشود شكست قطعى است ، حتى قرآن مجيد يك جا بر پيامبر ص نازل نشد ، هر چند در علم خدا يك جا بود و يك بار در شب قدر مجموعا بر پيامبر ص عرضه شد ، اما نزول اجرايى آن در طول 23 سال در مقطعهاى مختلف زمانى و با برنامه ريزى دقيق بود .
جايى كه خدا با آن قدرت و علم بىپايانش چنين كند تكليف انسانها روشن است . اصولا اين يك قانون و سنت الهى است كه نه تنها در عالم « تشريع » بلكه در عالم « تكوين » نيز عينيت دارد ، هرگز شنيدهايد كودكى از مادر يك شبه متولد شود ؟ و يا ميوه اى بر درخت يك ساعته شيرين و رسيده گردد ؟ بنا بر اين چگونه مىتوان انتظار داشت كه مخصوصا در مرحله سازندگى يك جامعه از نظر فكرى و فرهنگى و يا از نظر اقتصادى و سياسى يك شبه همه چيز اصلاح شود .
اين سخن بدين معنى نيز هست كه اگر از تلاشهاى خود در كوتاه مدت نتيجه نگرفتيم ، هرگز نبايد ياس و نوميدى به خود راه دهيم ، و دست از ادامه تلاش و كوشش برداريم . توجه داشته باشيم كه غالبا پيروزيهاى نهايى و كامل در دراز مدت است .
2 - رابطه علم و ايمان -
درس ديگرى كه از آيات فوق به وضوح مىتوان فرا گرفت ، رابطه علم و ايمان است ، مىگويد : شما چه به اين آيات الهى ايمان بياوريد چه نياوريد ، « عالمان » نه تنها به آن ايمان مىآورند بلكه آن چنان عشق