هم زنده بمانند باز عاقبتش فنا و سپس بازگشت به حساب و جزا است .
در اينجا اين ايراد براى مشركان باقى مىماند كه خوب ما بحثى نداريم ايمان بياوريم ، اما به اين شرط كه پيامبر اسلام ص هر معجزه اى را كه ما پيشنهاد مىكنيم انجام دهد ، و در واقع به بهانه جوئيهاى ما تن در دهد .
قرآن در پاسخ آنها مىگويد : « هيچ چيز مانع ما نبود كه اين گونه معجزات را بفرستيم جز اينكه پيشينيان آن را تكذيب كردند » ( * ( وَما مَنَعَنا أَنْ نُرْسِلَ بِالآياتِ إِلَّا أَنْ كَذَّبَ بِهَا الأَوَّلُونَ ) * ) .
اشاره به اينكه : معجزاتى كه دليل صدق پيامبر است به قدر كافى فرستاده شده و اما معجزات اقتراحى و پيشنهادى شما ، چيزى نيست كه با آن موافقت شود ، چرا كه پس از مشاهده باز ايمان نخواهيد آورد ، اگر بپرسند به چه دليل ؟
در پاسخ گفته مىشود به دليل اينكه امتهاى گذشته كه آنها هم شرائطى كاملا مشابه شما داشتند نيز چنين پيشنهادهاى بهانه جويانه اى را كردند ، بعدا هم ايمان نياوردند .
سپس قرآن روى يك نمونه روشن از اين مساله انگشت گذارده مىگويد « » ما به قوم ثمود ناقه داديم كه روشنگر بود « ( * ( وَآتَيْنا ثَمُودَ النَّاقَةَ مُبْصِرَةً ) * ) .
همان شترى كه به فرمان خدا از كوه سر برآورد ، چرا كه تقاضاى چنين معجزه اى را كرده بودند ، معجزه اى روشن و روشنگر ! « ولى با اين حال آنها ايمان نياوردند » و به آن ناقه ستم كردند « و او را به قتل رساندند » ( * ( فَظَلَمُوا بِها ) * ) .
اصولا برنامه ما اين نيست كه هر كسى معجزه اى پيشنهاد كند پيامبر تسليم او گردد « ما آيات و معجزات را جز براى تخويف مردم و اتمام حجت نمىفرستيم » ( * ( وَما نُرْسِلُ بِالآياتِ إِلَّا تَخْوِيفاً ) * ) .
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 169
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص١٦٩