مىدانيم آنها به چه انگيزه اى به سخنان تو گوش فرا مىدهند ، براى درك حق ، نه ، بلكه براى استهزاء و وصله چسباندن و توجيهات انحرافى و سرانجام گمراه شدن و گمراه كردن ديگران .
بعضى ديگر ( همچون علامه طباطبائى در الميزان ) آن را به معنى « وسيله استماع » گرفتهاند ، يعنى ما آگاهيم آنها به چه گوشهايى به سخنان تو گوش فرا مىدهند و آگاهيم از دلهاى آنها و از نجواهاى آنها ( تفسير اول نزديكتر به نظر مىرسد ) .
6 - چرا نسبت مسحور به پيامبر ( ص ) مىدادند ؟
« مسحور » به معنى « سحر شده » و « ساحر » به معنى « سحر كننده » است .
توصيف پيامبر ص به مسحور از ناحيه دشمنان يا به خاطر اين بوده است كه مىخواستند از اين طريق نسبت جنون به پيامبر ص دهند ، و بگويند ساحران در فكر و عقل او نفوذ كرده ، و به وسيله ساحران - العياذ باللَّه - اختلال حواس يافته .
بعضى از مفسران نيز احتمال دادهاند كه مسحور به معنى ساحر باشد ( زيرا چنان كه گفتيم اسم مفعول گاهى به معنى اسم فاعل مىآيد ) به اين ترتيب نفوذ خارق العاده كلام پيامبر ص را در دلهاى آماده مردم حق طلب ، به سحر نسبت مىدادند كه خود ، اين اعتراف ضمنى جالبى است بر نفوذ عجيب گفتار او .