گوشها گويى از سخن حق نفرت داشت و آن را از خود بيرون مىافكند و « كر » مىشد ، به عكس ، سخنان باطل كه با ذائقه هاشان سازگار بود و لذتبخش ، به سرعت در اعماق جانشان نفوذ مىكرد .
مخصوصا به تجربه ثابت شده كه انسان سخنانى را كه به آن تمايل ندارد به سختى مىشنود ، و سخنانى كه مورد علاقه و عشق او است با سرعت و تيز گوشى مخصوصى درك مىكند ، گويى تمايلات درونى در حواس ظاهرى انسان نيز اثر مىگذارند ، و آن را به رنگ خود درمىآورند .
نتيجه اين موانع سه گانه آن بود كه اولا از شنيدن حق فرار مىكردند ، مخصوصا هنگامى كه سخن از يگانگى خدا به ميان مىآمد كه با اساس همه معتقدات شركآلودشان تناقض داشت به سرعت مىگريختند ، ثانيا براى تقويت خط انحرافى خود به توجيهات غلط درباره پيامبر ص و سخنانش پرداخته ، هر كدام او را به چيزى متهم مىساختند : ساحر ، شاعر ، مجنون و ديوانه ! و اين چنين است سرنوشت همه دشمنان حق كه اعمال و صفات رذيله آنها حجابى است براى آنان .
و اينجا است كه مىگوئيم : اگر كسى بخواهد صراط مستقيم حق را بپويد و از انحراف و گمراهى در امان بماند بايد قبل از هر چيز در اصلاح خويشتن بكوشد .
دل را از بغض و كينه و حسد و عناد ، و روح را از كبر و غرور و نخوت ، و خلاصه وجود خود را از صفات رذيله پاك كند ، چرا كه آئينه قلب هر گاه از اين رذائل پاك شود و صيقل يابد ، همه حقايق در آن پرتوافكن خواهد بود به همين دليل گاهى افراد بى سواد پاكدل ، حقايقى را مىفهمند كه دانشمند تهذيب نايافته ، قدرت درك آن را ندارد .
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 146
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص١٤٦