طنين افكنده كه بى خبران توانايى شنيدن آن را ندارند ، اما انديشمندانى كه قلب و جانشان به نور ايمان زنده و روشن است ، اين صدا را از هر سو به خوبى به گوش و جان مىشنوند و به گفته شاعر :
گر تو را از غيب چشمى باز شد
با تو ذرات جهان همراز شد
نطق آب و نطق خاك و نطق گل
هست محسوس حواس اهل دل !
جمله ذرات در عالم نهان
با تو مىگويند روزان و شبان
ما سميعيم و بصير و باهشيم
با شما نامحرمان ما خامشيم
از جمادى سوى جان جان شويد
غلغل اجزاى عالم بشنويد
فاش تسبيح جمادات آيدت
وسوسه ى تاويلها بزدايدت
ولى در تفسير حقيقت اين حمد و تسبيح در ميان دانشمندان و فلاسفه و مفسران بسيار گفتگو است :
بعضى آن را حمد و تسبيح « حالى » دانستهاند ، و بعضى « قالى » كه خلاصه نظرات آنها را با آنچه مورد قبول ما است ذيلا مىخوانيد :
1 - جمعى معتقدند كه همه ذرات موجودات اين جهان اعم از آنچه ما آن را عاقل مىشماريم يا بيجان و غير عاقل همه داراى يك نوع درك و شعورند ، و در عالم خود تسبيح و حمد خدا مىگويند ، هر چند ما قادر نيستيم به نحوه درك و احساس آنها پى بريم و زمزمه حمد و تسبيح آنها را بشنويم .
آياتى مانند وَإِنَّ مِنْها لَما يَهْبِطُ مِنْ خَشْيَةِ اللَّه : « بعضى از سنگها از ترس خدا از فراز كوهها به پائين مىافتند » ( سوره بقره آيه 74 ) .
مانند فَقالَ لَها وَلِلأَرْضِ ائْتِيا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً قالَتا أَتَيْنا طائِعِينَ :
« خداوند به آسمان و زمين فرمود از روى اطاعت يا كراهت به فرمان من آئيد ، آنها گفتند ما از در اطاعت مىآئيم » ( سوره فصلت آيه 11 ) . . . و مانند آن را مىتوان گواه بر اين عقيده گرفت .