نكتهها :
1 - چگونه يعقوب ، بوى پيراهن يوسف را حس كرد ؟
اين سؤالى است كه بسيارى از مفسران ، آن را مطرح كرده و معمولا به عنوان يك معجزه و خارق عادت براى يعقوب يا يوسف شمردهاند ، ولى با توجه به اينكه قرآن از اين نظر سكوت دارد ، و آن را به عنوان اعجاز يا غير اعجاز قلمداد نمىكند ، مىتوان توجيه علمى نيز بر آن يافت .
چرا كه امروز مساله « تله پاتى » انتقال فكر از نقاط دور دست يك مساله مسلم علمى است ، كه در ميان افرادى كه پيوند نزديك با يكديگر دارند و يا از قدرت روحى فوق العاده اى برخوردارند بر قرار مىشود .
شايد بسيارى از ما در زندگى روزمره خود به اين مساله برخورد كردهايم كه گاهى فلان مادر يا برادر بدون جهت احساس ناراحتى فوق العاده در خود مىكند ، چيزى نمىگذرد كه به او خبر مىرسد براى فرزند يا برادرش در نقطه دور دستى حادثه ناگوارى اتفاق افتاده است .
دانشمندان اين نوع احساس را از طريق تله پاتى و انتقال فكر از نقاط دور توجيه مىكنند .
در داستان يعقوب نيز ممكن است پيوند فوق العاده شديد او با يوسف و عظمت روح او سبب شده باشد كه احساسى را كه از حمل پيراهن يوسف بر برادران دست داده بود از آن فاصله دور در مغز خود جذب كند .
البته اين امر نيز كاملا امكان دارد كه اين مساله مربوط به وسعت دائره علم پيامبران بوده باشد .
در بعضى از روايات نيز اشاره جالبى به مساله انتقال فكر شده است و آن اينكه كسى از امام باقر ع پرسيد گاهى اندوهناك مىشوم بىآنكه مصيبتى به