نيز با آنها تبسم مىكند ، هيجان عجيبى سر تا پاى پير مرد را فرا گرفته است ، ناگهان احساس كرد ، چشمش روشن شد ، همه جا را مىبيند و دنيا با زيبائيهايش بار ديگر در برابر چشم او قرار گرفتهاند چنان كه قرآن مىگويد « هنگامى كه بشارت دهنده آمد آن ( پيراهن ) را بر صورت او افكند ناگهان بينا شد » ! ( * ( فَلَمَّا أَنْ جاءَ الْبَشِيرُ أَلْقاه عَلى وَجْهِه فَارْتَدَّ بَصِيراً ) * ) .
برادران و اطرافيان ، اشك شوق و شادى ريختند ، و يعقوب با لحن قاطعى به آنها « گفت نگفتم من از خدا چيزهايى سراغ دارم كه شما نمىدانيد » ؟ ! ( * ( قالَ أَ لَمْ أَقُلْ لَكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ مِنَ اللَّه ما لا تَعْلَمُونَ ) * ) .
اين معجزه شگفتانگيز برادران را سخت در فكر فرو برد ، لحظه اى به گذشته تاريك خود انديشيدند ، گذشته اى مملو از خطا و گناه و اشتباه و تنگ چشمىها ، اما چه خوب است كه انسان هنگامى كه به اشتباه خود پى برد فورا به فكر اصلاح و جبران بيفتد ، همانگونه كه فرزندان يعقوب افتادند دست به دامن پدر زدند و « گفتند پدرجان از خدا بخواه كه گناهان و خطاهاى ما را ببخشد » ( * ( قالُوا يا أَبانَا اسْتَغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا ) * ) .
« چرا كه ما گناهكار و خطاكار بوديم » ( * ( إِنَّا كُنَّا خاطِئِينَ ) * ) .
پير مرد بزرگوار كه روحى همچون اقيانوس وسيع و پرظرفيت داشت بى آنكه آنها را ملامت و سرزنش كند « به آنها وعده داد كه من به زودى براى شما از پروردگارم مغفرت مىطلبم » ( * ( قالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّي ) * ) .
و اميدوارم او توبه شما را بپذيرد و از گناهانتان صرف نظر كند « چرا كه او غفور و رحيم است » ( * ( إِنَّه هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ ) * ) .
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 71
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٧١