تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩
خانواده اى افسرده ، عزادار ، و پراندوه ، لحظات دردناكى را مىگذراند . « اما همزمان با حركت كاروان از مصر ، ناگهان در خانه يعقوب ، حادثه اى رخ داد كه همه را در بهت و تعجب فرو برد ، يعقوب تكانى خورد و با اطمينان و اميد كامل صدا زد اگر زبان به بدگويى نگشائيد و مرا به سفاهت و نادانى و دروغ نسبت ندهيد به شما مىگويم من بوى يوسف عزيزم را مىشنوم » من احساس مىكنم دوران غم و محنت به زودى به سر مىآيد ، و زمان وصال و پيروزى فرا مىرسد ، خاندان يعقوب لباس عزا و ماتم از تن بيرون مىكنند و در جامه شادى و سرور فرو خواهند رفت ، اما گمان نمىكنم شما اين سخنان را باور كنيد ( * ( وَلَمَّا فَصَلَتِ الْعِيرُ قالَ أَبُوهُمْ إِنِّي لأَجِدُ رِيحَ يُوسُفَ لَوْ لا أَنْ تُفَنِّدُونِ ) * ) ( 1 ) . از جمله « فصلت » استفاده مىشود كه اين احساس براى يعقوب به مجرد حركت كاروان از مصر دست داد . اطرافيان يعقوب كه قاعدتا نوه‌ها و همسران فرزندان او و مانند آنان بودند با كمال تعجب و گستاخى رو به سوى او كردند و با قاطعيت « گفتند : به خدا سوگند تو در همان گمراهى قديمت هستى » ! ( * ( قالُوا تَاللَّه إِنَّكَ لَفِي ضَلالِكَ الْقَدِيمِ ) * ) . چه گمراهى از اين بالاتر كه ساليان دراز از مرگ يوسف مىگذرد ، تو هنوز فكر مىكنى او زنده است و تازه مىگويى من بوى يوسفم را از مصر مىشنوم ؟ مصر كجا شام و كنعان كجا ؟ ! آيا اين دليل بر آن نيست كه تو همواره در عالم خيالات غوطه ورى ، و پندارهايت را واقعيت مىپندارى ، اين چه حرف عجيبى است
هامش
( 1 ) تفندون از ماده « فند » ( بر وزن نمد ) به معنى ناتوانى فكر و سفاهت و بعضى به معنى دروغ دانسته‌اند ، و در اصل به معنى فساد است ، بنا بر اين جمله « لو لا تفندون » يعنى اگر مرا سفيه و فاسد العقل نخوانيد . . .