و لذا همه مفسران نيز همين تفسير را انتخاب كردهاند ( 1 ) .
از اين آيه به خوبى استفاده مىشود كه وسوسههاى شيطان هرگز اختيار و آزادى اراده را از انسان نمىگيرد بلكه او يك دعوت كننده بيش نيست ، و اين انسانها هستند كه با اراده خودشان دعوت او را مىپذيرند ، منتها ممكن است زمينههاى قبلى و مداومت بر كار خلاف وضع انسان را به جايى برساند كه يك نوع حالت سلب اختيار در برابر وسوسهها در وجود او پيدا شود ، همانگونه كه در بعضى از معتادان نسبت به مواد مخدر مشاهده مىكنيم ، ولى مىدانيم چون سبب اين نيز حالت اختيارى بود ، نتيجه آن هر چه باشد باز اختيارى محسوب مىشود ! .
در آيه 100 سوره نحل مىخوانيم : إِنَّما سُلْطانُه عَلَى الَّذِينَ يَتَوَلَّوْنَه وَالَّذِينَ هُمْ بِه مُشْرِكُونَ : « تسلط شيطان تنها بر كسانى است كه ولايت و سرپرستى او را نسبت به خود پذيرفتهاند و آنها كه او را شريك خداوند در مساله اطاعت قرار دادهاند » .
ضمنا شيطان به اين ترتيب پاسخ دندانشكنى به همه كسانى كه گناهان خويش را به گردن او مىاندازند و او را عامل انحرافات خود مىشمرند و به او لعنت مىفرستند مىدهد ، و اين طرز منطق عوامانه را كه گروهى از گنهكاران براى تبرئه خويش دارند مىكوبد . در حقيقت سلطان حقيقى بر انسان اراده او و عمل او است و نه هيچ چيز ديگر .
2 - شيطان چگونه اين توانايى را دارد كه در آن محضر بزرگ با همه پيروان خود تماس پيدا كند و آنها را به باد ملامت و شماتت خود بگيرد ؟ اين سؤالى است كه در اينجا مطرح شده است .
هامش
( 1 ) براى توضيح بيشتر درباره معنى شيطان در قرآن به جلد اول صفحه 136 به بعد ذيل آيات مربوط به آفرينش آدم مراجعه فرمائيد .