4 - خلود در آيات مورد بحث .
آيا « خلود » در آيات مورد بحث به معنى جاودانگى است و يا همان مفهوم مدت طولانى را كه مفهوم لغوى آن است مىرساند .
بعضى از مفسران از نظر اينكه خلود در اينجا مقيد به * ( ما دامَتِ السَّماواتُ وَالأَرْضُ ) * شده ( ما دام كه آسمانها و زمين بر پا است ) خواستهاند چنين نتيجه بگيرند كه خلود در اين مورد خاص به معنى جاودانگى نيست ، زيرا آسمانها و زمينها ، ابديت ندارند و طبق صريح قرآن زمانى فرا مىرسد كه آسمانها در هم پيچيده مىشود و اين زمين ويران مىگردد و تبديل به زمين ديگرى مىگردد ( 1 ) .
ولى با توجه به اينكه اين گونه تعبيرات در ادبيات عرب معمولا كنايه از ابديت و جاودانگى است ، آيات مورد بحث نيز خلود را به معنى جاودانگى بيان مىكند .
مثلا عرب مىگويد : اين وضع بر قرار خواهد بود ما لاح كوكب ( ما دام كه ستاره اى مىدرخشد ) يا ما لاح الجديدان ( ما دام كه شب و روز وجود دارد ) يا ما اضاء فجر ( ما دام كه صبح مىدرخشد ) يا ما اختلف الليل و النهار ( ما دام كه شب و روز پى در پى فرا مىرسد ) و مانند اينها كه همه كنايه از جاودانگى است .
در كلام امام امير مؤمنان على ع در نهج البلاغه مىخوانيم :
هنگامى كه بعضى از خرده گيران ناآگاه به امام ايراد كردند كه چرا در تقسيم بيت المال رعايت مساوات مىكند و بعضى را براى تحكيم پايههاى حكومت به ديگران ترجيح نمىدهد ، امام ناراحت شد و فرمود :
أ تامرونى ان اطلب النصر بالجور فيمن وليت عليه و اللَّه لا اطور به ما سمر سمير و ما ام نجم فى السماء نجما
: « آيا به من مىگوئيد براى پيروزى دست به ستم نسبت به كسانى
هامش
( 1 ) آيه 48 ابراهيم و آيه 104 انبياء .