به تعبير ديگر آنچه خدا از آنها خواسته انجام دادهاند ، و آنچه آنها از خدا خواستهاند به آنان بخشيده ، بنا بر اين هم خدا از آنها راضى است و هم آنان از خدا راضى هستند .
با اينكه جمله گذشته همه مواهب و نعمتهاى الهى را در برداشت ( مواهب مادى و معنوى ، جسمانى و روحانى ) ولى بعنوان تاكيد و بيان « تفصيل » بعد از « اجمال » اضافه مىكند : « خداوند براى آنها باغهايى از بهشت فراهم ساخته كه از زير درختانش نهرها جريان دارند » ( * ( وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الأَنْهارُ ) * ) .
از امتيازات اين نعمت آن است كه جاودانى است و « همواره در آن خواهند ماند » ( * ( خالِدِينَ فِيها أَبَداً ) * ) .
« و مجموع اين مواهب معنوى و مادى براى آنها پيروزى بزرگى محسوب مىشود » ( * ( ذلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ) * ) .
چه پيروزى از اين برتر كه انسان احساس كند آفريدگار و معبود و مولايش از او خشنود است و كارنامه قبولى او را امضا كرده ؟ و چه پيروزى از اين بالاتر كه با اعمال محدودى در چند روز عمر فانى مواهب بىپايان ابدى پيدا كند .
در اينجا به چند نكته مهم بايد توجه كرد :
1 - موقعيت پيشگامان
در هر انقلاب وسيع اجتماعى كه بر ضد وضع نابسامان جامعه صورت مىگيرد پيشگامانى هستند كه پايههاى انقلاب و نهضت بر دوش آنها است ، آنها در واقع وفادارترين عناصر انقلابى هستند ، زيرا به هنگامى كه پيشوا و رهبرشان از هر نظر تنها است گرد او را مىگيرند ، و با اينكه از جهات مختلف در محاصره قرار دارند و انواع خطرها از چهار طرف آنها را احاطه كرده و دست از يارى و فدا كارى برنمىدارند .
مخصوصا مطالعه تاريخ ، آغاز اسلام را نشان مىدهد كه پيشگامان و مؤمنان