دارد ، كاملًا متفاوت است ، زيرا من در كار او ، زمينهاى براى امور خارق العادّه ، مكاشفه ، الهام و رياضت معنوى و جهاد با نفس مىبينم و بر اين باورم كه او ناچار است مراحل پيكار و مبارزه و تلاش شديد را همانند هر رهبر انقلابى ، از سر بگذراند .
مهدى روش جديدى در انديشه و تفكر برپا خواهد كرد كه بر مبانى اسلام ناب استوار است و تفكّر مردم را دگرگون كرده و بهطور همزمان ، يك حركت نيرومند فرهنگى و سياسى بهوجود مىآورد . و آنگاه « جاهليّت نوين » با تمام نيروها و امكانات در برابر او به پا مىخيزد و با دعوت او مخالفت ورزيده و در برابر حركت او مقاومت مىكند .
ولى او سرانجام بر قدرت جاهلى چيره گشته و دولت اسلامى فراگير و استوار به پا خواهد كرد كه از يك سو ، روح اسلام ناب در رگهاى آن جريان دارد و از سوى ديگر ، ترقّى و پيشرفت آن در علوم تجربى و طبيعى ، به اوج تكامل مىرسد تا حديث شريف مصداقِ واقعى يابد :
« . . . ساكنان زمين و آسمان از آن خشنود مىشوند ، آسمان از بارش باران تا آخرين قطره دريغ نمىورزد و زمين هر آنچه از گياه و بركت در دل دارد ، بيرون مىريزد » .
اگر اميدواريم كه زمانى فرا خواهد رسيد كه اسلام بر انديشههاى جهان حاكم گشته و تمدّن و سياست آن بىشك فايق خواهد آمد ، پس حتماً ظهور اين رهبر بزرگ كه اين دگرگونى و انقلاب جز با رهبرى فراگير و خردمندانه او ميسّر نمىشود ، قطعى است . بنابراين چرا بعضى از افراد از انديشهء ظهور امامِ هدايت و رستگارى در اين جهان ، اظهار شگفتى مىنمايند ؟ در حالى كه در همين جهان چون هيتلر و لنين ، سركردگان كفر و ضلالت ، ظاهر مىشوند « 1 » و دگرگونىهايى ايجاد مىكنند !
نشانههاى مهدى و جايگاه او در دين
پرسش : ما در بخشى ، از آنچه در كتاب موجز تاريخ تجديدالدين و احيائه دربارهء
هامش
( 1 ) . مولانا مودودى ، موجز تاريخ تجديدالدين و احيائه ، ص 25 تا 40 ، چاپ دمشق .