معنوى و روحى در كارزار ، كارساز مىشود ! و پيروزى بهوسيله ورد و دعا ميسّر مىگردد ! تا آنجا كه اگر مجاهدان به كافرى نگاه كنند ، به حالت اغما مىافتد و همين كه دست به دعا عليه دشمنان برمىدارند ، دشمنان ، سست و زبون مىشوند و موريانه تانكها و هواپيماهايشان را سوراخ سوراخ مىكند ! ! ! . . .
متأسفانه اغلب مسلمانان دربارهء ظهور مهدى چنين تصوّراتى دارند ، ولى آنچه من در اين باره درمىيابم اين است كه واقعيّت كاملًا برعكس است . يعنى برداشت و تصوّر من اين است كه امام موعود ، « رهبرى » خواهد بود كه از ديگر رهبران ، نوگراتر است و به دانشهاى جديد با نگاه مجتهد آگاهِ بابصيرت ، مىنگرد . مسائل زندگى را بهخوبى درك مىكند ، و به جهانيان ثابت مىكند كه در عقل و انديشه و تفكّر سياسى ، بر همگان برترى دارد و در فنون جنگ داراى تبحّر كامل است و در پيشرفت و ترقّى ، سرآمد همه نوگرايان معاصر خويش است .
البتّه من بيم آن دارم كه حضرات مشايخ و روحانيون ! خود نخستين كسانى باشند كه نسبت به رويكرد وى به وسايل امروزى ، و روشهاى اصلاحى نوين ، زبان به اعتراض بگشايند ! از سوى ديگر اعتقاد دارم كه شكل و شمايل ظاهرى آن حضرت ، از عموم مردم متفاوت نخواهد بود ؛ بهطورى كه مردم با علائم و نشانههاى خاصى او را بشناسند ! همچنين پيشبينى مىكنم كه او ظهور كند و كارهاى مهمى را انجام دهد و خلق خدا پس از رحلت وى ( ؟ ! ) تازه دريابند كه همو جانشين بهحقّ خط مشى نبّوت است كه در روايات به آن بشارت داده شده است ، زيرا ، چنانكه اشاره شد ، جز پيامبر ، هيچكس نمىتواند با ادّعاى انتصاب ، كار خود را آغاز كند و جز پيامبر ، از روى يقين نمىداند كه خدا چه وظيفهاى در اين دنيا بر عهده او گذارده است . منصب مهدى چيزى نيست كه با ادّعا قبول شود ، بلكه جزو امورى است كه انسان ، پس از تحمّل وظايف آن ، شايستگى عهدهدارى آن را به اثبات مىرساند . بهنظر من هر كس بىجهت چنين ادّعاهايى بكند و هر كس آن را باور نمايد ، بضاعت علمى اندك و ذهن عقبماندهاى دارد !
پس آنچه از كيفيّت كار امام مهدى در ذهنم مىگذرد با آنچه در اذهان مردم وجود
مصلح جهانى از ديدگاه شيعه و اهل سنت (فارسى) — صفحة 263
مساهمون: خسرو شاهى
ص٢٦٣