احاديث تمام اينها را تبيين كنيد ، از اين بالاتر اينكه شما در كتاب مذكور ، از ذكر چيزى دربارهء جايگاه مهدى و ويژگىهاى متمايز او سر باز زدهايد ؟ همچنين نگفتهايد كه آيا اطاعت از او بر مسلمانان واجب است يا خير ؟ بلكه او را در شمار عموم احياگران قرار دادهايد !
همچنين شكى نيست - همانگونه كه در كتاب شما بخش المجددين ( احياگران ) به كسى كه كامل است و كسى كه كامل نيست ، اشاره شده است - كه واژهء « احياگر » نه بهعنوان اصطلاح ، بلكه به عنوان لغت ( به گمان قوى ) بهكار رفته است ، ولى مادام كه احياگر ، معصوم از خطا نيست و لازم است مهدى ، معصوم از خطا باشد ، چگونه مىتوان مهدى موعود را در شمار عموم احياگران قلمداد كرد ؟
پاسخ : لازم است ابتدا دربارهء خود واژهء « مهدى » كه در حديث آمده بينديشيم .
پيامبر صلى الله عليه و آله واژهء « هادى » را بهكار نبرده ، بلكه واژهء « مهدى » را استعمال نموده است ، يعنى كسى كه خدا او را به حقّ هدايت كرده است . بنابراين جايز است اين واژه بر هر امام يا رهبرى يا اميرى هم ، اگر بر صراط مستقيم باشد ، اطلاق شود . ولى « المهدى » ( با الف و لام » اطلاق نمىشود ، مگر بر كسى كه ويژگى خاصّى داشته باشد كه او را از ديگران متمايز مىسازد ، تا اين ويژگى او نشان داده شود كه اين مطلب در سخنان پيامبر صلى الله عليه و آله راجع به آن موعود منتظر آمده است :
« زمين را پر از قسط و عدل مىكند ؛ همچنان كه از ظلم و ستم لبريز شد و هفت سال حكمرانى مىكند » .
پس براى برجسته كردن ويژگى او ، مهدى موعود با تعريف به « الف و لام ، ( المهدى ) خوانده شده ، ولى نمىتوانيم بگوييم كه منصبى در دين وجود دارد به نام « مهدويّت » كه مسلمان بايد آن را بشناسد و او امام معصوم است .
در واقع اين انديشه - ( عصمت غير پيامبران ) انديشهء شيعى محض است كه ما به آن اعتراف نداريم ! « 1 »
هامش
( 1 ) . ما مطالب استاد مودودى را بهعنوان يك عالم سنّى معروف كه ظهور حضرت مهدى را مىپذيرد و اصل و صحت آن را باور دارد ؛ ترجمه مىكنيم و بىشك معناى اين ، قبول همه ادعاهاى وى نيست . ( مترجم )