شما بايد به خوبى درك كنيد كه خدا بيان مسائلى را كه كفر و اسلام بر محور آن مىچرخد و نجات انسان به آن بستگى دارد ، خود بر عهده گرفته است و اين امور جملگى در قرآن ذكر شده است ، آن هم نه با ابهام و كنايه ، بلكه به كاملترين و روشنترين وجه . خداى متعال مىفرمايد : « إِنَّ عَلَيْنا لَلْهُدى » . « 1 »
بنابراين لازم است موضوعى به اين اهميّت و كيفيت در نظام دين ، در قرآن آمده باشد ، امّا حديث به تنهايى نمىتواند موضوعى را كه كفر و ايمان بر محور آن مىچرخد اثبات كند ، زيرا احاديث تنها از طريق زبان از مردم به مردم نقل شده است و در نهايت چيزى كه از آن مستفاد مىشود ، گمان به صحّت است ، نه علم يقين ! .
در واقع خداى متعال هرگز دوست نمىدارد كه بندگانش را در معرض اين خطر قرار دهد كه مسائلى دينى به غايت مهم كه ممكن است اختلاف نظر اساسى ميان انسانها بهوجود بياورد و ايمان و كفر مسلمان به خدا ، به آن بستگى داشته باشد را بر احاديث آحاد واگذارد ، بلكه اهميّت اين مسائل به خودى خود اقتضا مىكند كه خداوند متعال در كتاب خود بهطور روشن و بىابهام ، آن را بيان كند و پيامبر صلى الله عليه و آله بهطور عمومى آن را تبليغ نمايد و آن را جوهر اصلى وظيفهء رسالت خود بشمارد ، تا بدون هيچ شائبهاى به يكايك مسلمانان گوشزد شود . « 2 »
مسئله مهدى
پرسش : گروهى از علما كه شكى در ديانت و اخلاص آنان نيست ، نسبت به آنچه دربارهء امام مهدى موعود مرقوم داشتهايد ، با استناد به رواياتى در كتب حديث از خروج امام مهدى آمده ، در چند مورد اعتراض نمودهاند . اينك به انگيزهء احساس به
هامش
( 1 ) . سوره ليل ، آيه 12 .
( 2 ) . در ذيل همين گفتار استاد ، بايد پرسيد : آيا مسئله « خلافت » پس از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله كه يكى از مهمترين مسائل حياتى اسلام بود ، در قرآن مجيد آيهء خاصى دارد يا نه ؟ اگر دارد كه استمرار آن در « ائمه هدى » عليهم السلام و اگر ندارد و از احاديث ، بايد چگونگى آن را بهدست آورد ، اين امر ، در موضوع مهدى موعود هم مىتواند صادق باشد . . . البته ما در اينجا قصد نقد و بررسى و تفصيل مسائل عقيدتى و كلامى اختلافى را نداريم و گرنه سخن براى گفتن بسيار است . ( مترجم )