شبهه ديگر اينكه احاديث مربوط به مهدى با هم تضاد و تعارض دارند كه جواب آن را در شماره 7 دادهايم .
يك شبهه راجع به اين بود كه شيخ ابن محمود نخستين كسى نيست كه احاديث مهدى را كذب دانسته است ، بلكه پيش از نيز بعضى از علما بر اين باور بودهاند كه در شماره 8 و 25 پاسخ لازم به اين شبهه داده شده است .
* * * اين است شبههها و اشكالاتى كه شيخ « ابن محمود » به استناد آنها احاديث مهدى را مورد اختلاف معرفى نموده است ، در حالى كه اين احاديث ، فراوان و جملگى مستند هستند و از شمارى از اصحاب پيامبر در سنن ابىداود ، ترمذى ، ابن ماجه ، مسند امام احمد ، الحاكم و ديگر كتب با اسناد مسلسل نقل شدهاند . البته مسئله دراينجا ختم نمىشود ، بلكه وى قبل و بعد از طرح اين شبهات آنها را به علماى محقق منسوب مىنمايد : « محققان متقدم و متأخر اين احاديث را در محك تصحيح ، تفحص و جرح و تعديل قرار داده و به پارهاى ملاحظات رسيدهاند كه بايد بدان پاسخ داده شود » !
وى پس از ذكر شبهات خود مىگويد : « اين قبيل مسائل محققان و علما را واداشته است تا در ساختگى بودن اين احاديث و اينكه اينها از چراغ هدايت نبوى نبوده و جزو سخنان پيامبر نمىباشد تعيين كنند ! از اينرو نبايد بدان توجه نمود تا چه رسد به اينكه آن را باور كرد » . بىشك انتساب اين نظر به علماى دانشپژوى متقدم و متأخر ، غيرصحيح است و نوعى تزوير و نيرنگ به شمار مىآيد كه شايسته نيست از كسانى چون شيخ « ابن محمود » سر بزند ! روشنترين دليل اين سخن ، اين است كه همه آنهايى كه شيخ « ابن محمود » در رسالهاش از آنها نام برده از متقدمان ، سه نفر و از متأخران ، پنج نفرند . در مورد انتساب ضعيف دانستن احاديث مهدى به آنان توضيح لازم در شماره 18 آمده است و در شماره 11 يادآور شدهام كه « ابن القيم » بسيارى از احاديث مهدى را در كتاب المنارالمنيف صحيح مىداند و آنچه شيخ « ابن محمود » به او نسبت داده كه وى احاديث مهدى را در كتاب مذكور ضعيف مىداند ، صحيح نيست ! باز در شماره 13 توضيح دادهام كه « شاطبى » احاديث مهدى را در كتاب
مصلح جهانى از ديدگاه شيعه و اهل سنت (فارسى) — صفحة 249
مساهمون: خسرو شاهى
ص٢٤٩