الاعتصام ضعيف ندانسته و معتقدان به ظهور مهدى در آخرالزمان را « بدعت گذار » توصيف نكرده است و آنچه شيخ « ابن محمود » به وى نسبت داده ، كذب محض است . سومين شخص كه شيخ « ابن محمود » در رسالهاش از وى نام برده ، « ابنخلدون » است كه در شماره 10 روشن ساختم كه او قائل به ضعف تمامى احاديث مهدى نيست تا چه رسد به اينكه قائل به « ساختگى بودن » آنها باشد . همچنين بيان نمودم كه وى در تصحيح و تضعيف احاديث ، مورد اعتماد نيست .
در مورد پنج متأخرى كه شيخ « ابن محمود » در رسالهاش از آنها نام برده است ، بايد اشاره كنم : « شيخ عبدالعزيز مانع » بعضى احاديث وارده دربارهء مهدى را صحيح دانسته كه در شماره 13 توضيح دادهام . « شيخ ابوالاعلى مودودى » در كتاب البيانات خود مىگويد كه سند همه روايات احاديث مهدى آنچنان قوى نيست كه با سنجش و نقد روايات طبق مقياس بخارى و مسلم ثابت شود . وى پس از اشاره به پارهاى ضعف در آنها مىافزايد : « ولى به هر حال به دشوارى مىتوان گفت كه روايات اصلًا حقيقت ندارد ، زيرا اگر از آنچه مردم خودبهخود در آن وارد ساختهاند صرفنظر كنيم ، اين روايات حاوى واقعيت بنيادينى است كه وجه اشتراك تمامى آنها مىباشد و آن اينكه پيامبر صلى الله عليه و آله خبر دادهاند كه در آخرالزمان رهبرى ظاهر مىشود كه به سنت عمل مىكند و زمين را از دادگرى لبريز مىسازد و بساط ستمگرى و تجاوزگرى را بر مىچيند و به حكومت اسلام اعتلا مىبخشد و رفاه را در بين خلق خدا فراگير مىگرداند » .
پرواضح است كه « شيخ ابوالاعلى مودودى » قائل به ساختگى بودن آنها نيست بلكه مىگويد كه اين روايات آنچنان قوى نيست كه با سنجش و نقد روايات طبق مقياس بخارى و مسلم ثابت شود ، ولى مجموع روايات ، وجه اشتراك جملگى آنها را ثابت مىنمايد و آن اينكه پيامبر صلى الله عليه و آله خبر دادهاند كه رهبرى ظاهر مىشود كه در آخرالزمان طبق سنت عمل مىكند . سپس رسالهاى از « شيخ ابوالاعلى مودودى » تحت عنوان موجز تجديدالدين و أحياء بهدستم رسيد كه در آن صريحاً از مهدى نام مىبرد كه « در آينده دين را تجديد حيات مىبخشد » و نام وى را بر تجديدگران گذشته مقدم مىدارد .
مصلح جهانى از ديدگاه شيعه و اهل سنت (فارسى) — صفحة 250
مساهمون: خسرو شاهى
ص٢٥٠