39 . ترك وظايف ، در انتظار مهدى !
شيخ « ابن محمود » در صفحهء 85 مىگويد :
« بنابراين مسلمانان نيازى ندارند كه از واقعيات خود فرار كنند و به انتظار مهدى كه دينشان را تجديد حيات بخشد و عدالت را بگستراند ، از انجام وظايف دست بكشند و به خيالبافى و محالات دلخوش دارند و در برابر توهمات و خرافات تسليم شوند . سپس علمايشان براساس اعتقاد به آنچه در كودكى بر آن تربيت شدهاند و از آباء و اساتيد خود گرفتهاند ، بر آنان تحجّر فكرى و انجماد اجتماعى تحميل كنند .
يا اين كه آنان را به اطاعت از نظر يك عالم يا يك فقيه ، مجبور سازند كه به موجب آن بايد به يك شخص غايب ايمان بياورند كه همانند ساير انسانهاست و در آخرالزمان مىآيد و مردم را از ظلم و بيداد نجات مىدهد » !
به نظر من : خداوند بقاى اين دين را تضمين نموده است . خداوند كاميابان دنيا و آخرت را در دورانهاى مختلف جزو ياران دينش قرار داده است . در صحيح بخارى ، معاويه مىگويد : از پيامبر صلى الله عليه و آله شنيدم كه فرمود : « من يرداللَّه به خيراً يفقهه فى الدين و انّما أنا قاسم واللَّه يعطى و لاتزال هذه الأمة قائمة على أمراللَّه لا يضرّهم من خالفهم حتى يأتى امراللَّه ؛ خداوند براى هر كس خير بخواهد وى را در امور دين فقيه مىنمايد ، من تقسيم كنندهاى بيش نيستم و خداوند بخشنده است ، اين امت همچنان بر امر خداوند استوار خواهد بود و مخالفان ضررى بدان نمىرسانند تا اين كه فرمان الهى صادر شود . » بنابراين هيچ دورانى از اقامهء شريعت الهى خالى نمىباشد و مهدى كه پيامبر صلى الله عليه و آله از وى خبر داده ، حلقهاى است از يك زنجيرهء طولانى كه خداوند در زمان و موعد مقرر بهوسيلهء او دينش را يارى مىكند ، در آن زمان كه شر فراگير شود و دجال بزرگ قيام نمايد . مسلمانان در هر زمان نبايد چه خداوند در مورد نصرت دين بر آنان واجب گردانيده به اتكاى آنچه در احاديث مهدى آمده ، ترك نمايند .
قبلًا در مورد اين سخن « ابن محمود » كه « باورداشت ظهور مهدى نوعى دلخوش كردن به خيالبافى و محالات بوده و تسليم شدن در برابر توهمات و خرافات است ! »