به هرحال ، چنانكه دانسته است ، « شيخ ابوالاعلى مودودى » از كارشناسان حديث شريف نيست بلكه وى از انديشمندان اسلام گراست ، ولى خداى را سپاس كه او جزو آن دسته از علماى محقق ! نيست كه به نظر شيخ « ابن محمود » ، شبهات عقلى آنان را متقاعد ساخته است كه احاديث مهدى از زبان پيامبر صلى الله عليه و آله را جعل شده بدانند و بگويند كه از چراغ هدايت نبوى نيست و جزو كلام پيامبر نمىباشد پس نبايد بدان توجه نمود ، تا چه رسد به اينكه باور كرد ! !
سه نفر باقيمانده عبارتند از : شيخ محمدرشيد رضا ، محمدفريد وجدى و بلاغى .
در شماره 15 گفتم كه « محمدرشيد رضا » آنچه روشنتر از ظهور مهدى است ، يعنى نزول عيسى عليه السلام از آسمان را ، هم منكر شده است . در شماره 16 اشاره كردم كه « محمدفريد وجدى » ادعا دارد كه احاديث دجال ، جملگى ، ساختگى و مجعولاند ، در حالى كه اكثر آن احاديث در صحيحين وجود دارد . در شماره 18 بيان نمودم كه تاكنون كتاب « بلاغى » را بهدست نياوردهام تا بتوانم درباره آن اظهار نظر نمايم .
* * * حاصل كلام اين كه از هشت نفرى كه شيخ ابن محمود در رسالهاش جزو متقدمان و متأخران ! از آنها نام برده ، « ابن القيم » و « شاطبى » قطعاً جزو آنها نيستند ، زيرا آن دو بر خلاف ادعاى شيخ « ابن محمود » قائل به ضعف احاديث مهدى نيستند .
« ابنخلدون » نيز همعقيده وى نيست ، زيرا او قائل به ضعف تمامى احاديث نيست تا چه رسد به اينكه قائل به ساختگى آنها باشد . « شيخ ابن مانع » و « شيخ ابوالاعلى مودودى » نيز در كنار ابن محمود قرار ندارند . از متأخران كه شيخ ابن محمود از آنها نام برده ، شيخ « محمدرشيد رضا » و « محمد فريد وجدى » با خود « ابن محمود » ماندهاند . احتمال دارد كه « بلاغى » هم جزو آنها باشد . همچنين دو تن از نويسندگان قرن چهاردهم هجرى با شيخ ابن محمود همراهاند كه وى از آنان تقليد كرده اما در رسالهاش نامى از آنها نبرده است . يكى « استاد احمد امين » كه در شماره 17 از او ياد كردهام و دومى « محمد فهيم ابوعبيّه » كه در شماره 23 راجع به او اشاراتى داشتم .
اينها كه با شيخ « ابن محمود » ماندهاند يا اينكه وى با آنان مانده همان كسانى هستند
مصلح جهانى از ديدگاه شيعه و اهل سنت (فارسى) — صفحة 251
مساهمون: خسرو شاهى
ص٢٥١