گفتم كه اين مسئله از « امور غيبى » است و پيامبر راستگو در احاديث صحيح در مورد ظهور وى در آخرالزمان خبر دادهاند و واجب است بر ما كه هر خبرى كه از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل شده ، باور كنيم .
دربارهء گلهء وى از علما و بزرگانى كه به بيان نصوص حاوى باورداشت شخصى كه در آخرالزمان مىآيد اقدام نمودهاند ، بايد گفت : اين وظيفه علماست كه كلام و بيانشان بر ادله شرعى ثابت استوار گردد ، نه بر شبهات عقلى بىاساس . علماى اين امّت چه در نقل اخبار و چه در بيان احكام بهخوبى از عهدهء اين امر بر آمدهاند .
40 . آخرين شبهات !
شيخ « ابن محمود » در صفحهء چهلم مىگويد :
« اگر گفته شود : چگونه پى بردهايد به اينكه اين احاديث فراوان و سنددار و مسلسل از شمارى از اصحاب پيامبر ، باهم اختلاف دارد حال آنكه در سنن ابى داود ، ترمذى ، ابن ماجه و مسند امام احمد ، الحاكم و ديگر كتب موجود است ؛ پاسخ اين است كه اين احاديث فراوان ، كه نزد اهل سنت بالغ بر پنجاه حديث دربارهء مهدى است ، و ادعا دارند كه پارهاى از آنها صحيح و تعدادى حسن و برخى ديگر ضعيف است . . . و اين احاديث آنچنان بر دلهاى اكثريت علماى اهل سنت مستولى گشته است كه گفته شده « قدرت از آنِ كثرت است » ! ولى كميت به هيچوجه ما را از كيفيت بىنياز نمىسازد ، اكثر مردمان تقليد گرند ، از يكديگر تقليد مىكنند و محققان شمارشان اندك است . محققانِ متقدم و متأخر ، اين احاديث را در محك تصحيح ، تفحص و جرح و تعديل قرار داده و به پارهاى ملاحظات رسيدهاند كه بايد بدانها پاسخ داده شود . . . »
وى سپس بعضى شبهات را ذكر مىنمايد و مىگويد : « اين قبيل مسائل ، محققان و علما را واداشته است تا در ساختگى بودن اين احاديث يقين حاصل كنند و اينكه اينها نور چراغ هدايت نبوى نيست و جزو سخنان پيامبر نمىباشد ، از اينرو نبايد بدان توجه نمود ؛ تا چه رسد به اينكه آن را باور كرد ! . »