تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصلح جهانى از ديدگاه شيعه و اهل سنت (فارسى) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١
به‌وسيلهء آنان دين خود را برپا و شريعت را استوار ساخته - سزاوار آن نيستند . خداوند به آنها آن‌چنان ذكاوت ، هوشمندى ، هوشيارى و بيدارى ارزانى داشته است كه اهليت نگه‌دارى دين و سنت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله را يافته‌اند . « ابن ابى حاتم » در كتاب الجرح و التعديل از « احمدبن سنان » روايت كرده و مىگويد : « شنيدم كه عبدالرحمان بن مهدى مىگفت : حسن ظن در دو چيز روا نباشد : يكى داورى و ديگرى حديث . يعنى حسن ظن در قبول روايت از افراد غيرقابل اعتماد ، به كار نمىآيد » . هم‌چنين از پدرش از « ابىبكر معيطى عبيداللَّه بن ابى وهب » روايت شده است كه وى گفت : شنيدم كه « يزيدبن هارون » حديث هيچ كس پذيرفتنى نيست ، مگر اين‌كه شهادت وى مورد قبول قرار گيرد . با سند « عمروبن قيس » روايت شده كه گفت : دارندهء حديث بايد مثل صراف باشد كه درِهم‌ها را از هم تميز دهد و بداند كه كدام‌يك تقلّبى است . حديث نيز به همين صورت است . باز از پدرش ، از « عبدةبن سليمان » روايت شده است كه گفت : از « ابن مبارك » سؤال شد كه با احاديث جعلى چگونه مىتوان برخورد كرد ؟ گفت : بزرگان ، خود طريق آن را مىدانند . به روايت پدرش از « نعيم ابن حماد » گفت : به عبدالرحمان بن مهدى گفتم : دروغ‌گو چگونه شناخته مىشود ؟ گفت : همان گونه كه پزشك ، ديوانه را مىشناسد ! از « ابن سيرين » با سند روايت شده است كه گفت : گفته مىشد اين احاديث « دين » است ، پس دقت كنيد كه از چه كسى مىگيريد . از « يعقوب‌بن محمدبن عيسى » با سند روايت شده است كه گفت : وقتى « ابى شهاب » حديث نقل مىكرد ، اسناد را ذكر مىكرد و مىگفت : منطقى نيست كه انسان بدون پله‌كان ، به پشت بام برود ! و بزرگان ما در حديث‌شناسى گفته‌اند كه اگر كسى ده درهم نزد ديگرى به امانت بسپارد ، بدون آوردن دو شاهد عادل نمىتواند مدعى آن شود و آن را پس بگيرد ، پس دين خدا كه به مراتب با اهميت‌تر است ، بايد با شهادت گروهى از افراد عادل ، از حديث گويان اخذ شود ! . اين است نمونه‌هايى از سخنان ناقلان آثار كه نشان مىدهد آنان تا چه اندازه بيدارند و نمىتوان آنها را گمراه كرد . پس اين يك گناه كبيره است كه يك نفر در