گفته شده است و اين امر روشن مىنمايد ، كه سخن شيخ « ابن محمود » مبنى بر اىكه در قرن نهم ! هنگامى كه مدعيان مهدويت زياد و فتنهها برانگيخته شدند ، بعضى از علماى محقق ناگزير به نقد احاديث مهدى پرداختند . . . و ابنخلدون در مقدمهء خود . . . ، تا چه اندازه سست و بىپايه است .
36 . بررسى تطبيقى نظريات علما
شيخ « ابن محمود » در صفحهء 33 تحت عنوان : « بررسى تطبيقى گفتار علماى متقدم و متأخر » مىگويد :
« هرگاه ميان گفتار و نظريات علماى متقدم و متأخر به مقايسه بنشينيم ، اختلاف نظر وسيعى را مشاهده مىكنيم . نظر آنان به نزديك به هم نيست ؛ تا چه رسد به اينكه همنظر باشند ، زيرا علماى متقدم علم را با عمل آميختهاند ، بنابراين آنان محقتر ، باتقواتر و به حق نزديكترند ، ولى علماى متأخر غالباً نسبت به كسانى كه حديث نقل مىكردند حسن ظن دارند و از يك مؤمن بعيد مىدانند كه از روى عمد به دروغ مطلبى را به پيامبر صلى الله عليه و آله منسوب نمايد ، از اينرو در درج احاديث گوناگون ، متضاد و متفاوت دربارهء مهدى افراط كردهاند ، تا آنجا كه به گفتهء شوكانى ، تعداد آنها بالغ بر پنجاه حديث است . سفارينى در لوائح الانوار آنها را از شوكانى نقل كرده و « ابن كثير » در النهايه بسيارى از آنها را آورده است . تعداد اين احاديث در كتب شيعه بيش از 1200 حديث است . علتش اين است كه علماى متقدم اهل سنت دربارهء احاديث شرايط روز بازپسين ، مسامحه و تساهل مىورزند و زحمت نقل و تصحيح و تفحص در آن احاديث را به خود نمىدهند ، زيرا آگاهند كه اين اخبار غيرضرورى است ، و برعكس آن ، در احاديث احكام و امور حلال و حرام و آنچه مورد نياز مردم در امور عبادى و داد و ستد دنيوى است ، بيش از حد به شناخت راويان و امور آنها پرداختهاند ، بنابراين در اين زمينهها با آگاهى كامل سخن گفتهاند و با بصيرت و نقّادى ، حق مطلب را ادا كردهاند . »
پاسخ من به اين سخنان ، به قرار ذيل است :