الف ) سخن وى دربارهء علماى متقدم مبنى بر اينكه آنها علم را با عمل آميختهاند و آنان محقتر و باتقواتر و به حق نزديكترند و متأخران نمىتوانند در فضل و دانش به پاى آنان برسند تا چه رسد به اينكه همسنگ آنها باشند ! ، سخن حقى است ولى شيخ « ابن محمود » به دنبال آن ، سخنى آورده است كه اين سخنِ حق را آسيبپذير نموده است و آن اينكه علماى متقدم را با اشاره ، به غفلت متهم مىنمايد و مىگويد آنان غالباً به كسانى كه حديث نقل مىكنند حسن ظن دارند و بعيد مىدانند كه يك مؤمن از روى عمد به دروغ مطلبى را به پيامبر نسبت دهد . از اينرو در درج احاديث گوناگون ، متضاد و متفاوت افراط كردهاند ! در صورتى كه همه مىدانيم كه واجب است نسبت به پيشينيان اين امت حسن ظن داشته باشيم و آنان را آنچنان كه شايسته است مورد تحسين و ستايش قرار دهيم ، نه اينكه با « اشاره » از منزلت و مقام و شأن آنان بكاهيم .
ب ) شيخ « ابن محمود » افراط علماى متقدم در نقل احاديث گوناگون ، متضاد و متفاوت را ناشى از دو علت مىداند :
يكم . آنان اغلب نسبت به كسانى كه حديث نقل مىكنند ، حسن ظن دارند و بعيد مىدانند كه مؤمن از روى عمد به دروغ مطلبى را به پيامبر صلى الله عليه و آله منسوب نمايد .
دوم . آنان عادت دارند كه در احاديث شرايط روز بازپسين ، مانند احاديث مهدى ، دجال و يأجوج و مأجوج ، تساهل و مسامحه نمايند و زحمت نقد ، تصحيح و تفحص گونه احاديث را به خود نمىدهند ! زيرا آنان مىدانند كه اينها اخبار غيرضرورى است ! در پاسخ به فحواى تعليل اخير در شماره 35 بازپسين زحمتى احساس نمىكنند و براى نمونه ، سخنان مجموعهاى از بازپسين زحمتى احساس نمىكنند و براى امثال سخنان مجموعهاى از علماى نقد پرداز را در تصحيح پارهاى از احاديث مهدى ، آوردهام .
توصيف علماى متقدم از سوى شيخ « ابن محمود » با اين صفت كه آنان غالباً نسبت به گويندگان ، حسن ظن دارند و از مؤمن بعيد مىدانند كه عمداً از پيامبر صلى الله عليه و آله خبرى به دروغ نقل كند ، از اينرو احاديث گوناگون ، متضاد و مختلف دربارهء مهدى آودهاند ، اين توصيف نوعى عيبجويى است كه پيشينيان امت و ناقلان سنت - كه خداوند
مصلح جهانى از ديدگاه شيعه و اهل سنت (فارسى) — صفحة 240
مساهمون: خسرو شاهى
ص٢٤٠