برخى ديگر به « تشيع » و غلوّ ! متهماند ، تا آنجاكه بعضى ، احاديثى را به پيامبر صلى الله عليه و آله نسبت مىدهند كه پيامبر سخنى از آنها نگفته است و برخى از آنان در مرحله استدلال مورد قبول نيستند . خلاصه اينكه او به ضعف احاديث مهدى سخت معتقد است . »
پاسخ من به سخنان ابن محمود اين است :
اين ادعاى وى ( ناقدان حديث به تفحص و تصحيح احاديث مهدى و ديگر احاديث نپرداختهاند و در قرن نهم هنگامى كه مدعيان مهدويت فراوان شدند ، بعضى از علماى محقق ناگزير به نقد احاديث مهدى پرداختند تا قوت و ضعف و صحت و سقم هريك از آنها را بازشناسند و ابنخلدون در مقدمهء خود تك تك اين احاديث را و . . . ) كاملًا مردود است ، از اين جهت كه علماى ما ، در دورانهاى مختلف ، پيش از قرن نهم ، دربارهء احاديث مهدى سخن گفتهاند و بيان نمودهاند كه در ميان آنها احاديث صحيح ، حسن ، ضعيف و ساختگى وجود دارد . آنان از ميان اين احاديث به آنهايى كه ثابت و قطعى است استدلال نموده ، و به وجوب آنها اعتقاد پيدا كردهاند . آنان جزو كارشناسانى به شمار مىروند كه در اين قبيل امور سخنشان مورد اعتماد است . هر كس بخواهد از سخنان آنان دربارهء صحت و ضعف احاديث آگاه شود مىتواند به كتابهايى كه تدوين كردهاند رجوع نمايد تا بر تلاشهاى طاقتفرسايى كه آنان در راه خدمت به سنت و تميز صحيح از ضعيف آن مبذول داشتهاند ، واقف گردد . در ذيل به برخى از آنها اشاره مىكنيم : - - حافظ ابوجعفر عقيلى ( متوفاى 322 هجرى ) از جمله ناقدانى است كه به احاديث مهدى پرداخته است . « حافظابن حجر » در تهذيبالتهذيب در شرح حال « على بن نفيل نهدى » مىگويد : « عقيلى در كتابش از او ياد كرده و مىگويد حديث مهدى فقط بهوسيله او شناخته نشده و مورد قبول قرار نمىگيرد ، بلكه دربارهء مهدى احاديث خوب ديگرى نيز وجود دارد . . . » .
- ابن حبان ( متوفاى 354 هجرى ) است . ابن حجر در فتحالبارى در شرح حديث « أنس بن مالك » كه در صحيح بخارى آمده است ، مىگويد : « چون روزگارى به سرآيد ، روزگار بعدى از آن بدتر خواهد شد ، تا اينكه به ديدار خدا نايل آييد . » وى مىگويد :
ابن حبان در صحيح خود استدلال نموده است كه حديث « انس » در عموميت خود
مصلح جهانى از ديدگاه شيعه و اهل سنت (فارسى) — صفحة 236
مساهمون: خسرو شاهى
ص٢٣٦