تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصلح جهانى از ديدگاه شيعه و اهل سنت (فارسى) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
نمايد ؟ ! از طرفى ، « ابن محمود » با اين سخن كه : خداوندا آن‌چه شرط بلاغ است ، گفتم ! چه چيزى را ابلاغ نموده است ؟ ! براى يك متعلم ، تا چه رسد به يك عالم ، روشن است كه وى نسبت به حديث شريف ناآگاه است و صحيح و سقيم را از هم تمييز نمىدهد . شبهات نويسندگان قرن چهاردهم هجرى آن‌چنان بر فكرش تار تنيده كه وى آن را بر نقل مقدّم شمرده است . او انحراف خود و پيمودن راه مخالف اهل سنت و جماعت را ابلاغ نموده است . حال اين عمل ، آگاهانه يا ناآگاهانه ، ابتلا و مصيبت است :
اذا كنت لاتدرى فتلك مصيبة * و أن كنت تدرى فالمصيبة أعظم
اگر از روى ناآگاهى اقدام نموده‌اى ، اين مصيبتى است و اگر دانسته و آگاه انجام داده‌اى ، پس مصيبت به مراتب بزرگ‌تر خواهد بود !

35 . ديدگاه علماى پيش از قرن نهم هجرى

شيخ ابن محمود در صفحهء 34 مىگويد : « علمايى چون « ابى داود » در سنن خود ، ابن كثير در النهاية و « سفارينى » در لوامع الانوار و ديگران ، احاديث مهدى و احاديث دجال ، را به يأجوج و مأجوج ، و فتنه‌ها را جزو شرايط و علايم روز بازپسين قلمداد كرده‌اند كه ناقدان حديث به بررسى و تصحيح آن نمىپردازند ، زيرا آنها مىدانند كه اساس اين قبيل احاديث بر مسامحه و تساهل استوار است و دروغ‌ها ، افزودنىها ، جعل‌ها و تحريف‌ها بدان راه يافته است و چيزى نيست كه در زمان آنان به‌وقوع بپيوندد و يا به احاديث احكام و امور حلال و حرام آنان مربوط گردد ! » وى سپس مىافزايد : « در قرن نهم هنگامى كه مدعيان مهدويت فراوان و فتنه‌ها برانگيخته شدند ، بعضى از علماى محقق ناگزير به نقد احاديث مهدى پرداختند تا قوت و ضعف ، صحت و سقم هر يك از آنها را باز شناسند ؛ مثلًا « ابن‌خلدون » در مقدمهء خود تك‌تك اين احاديث را از صافى تدقيق و تحقيق گذرانيد و در تبيين اشتباهات آنها نشان داد كه بعضى از راويان اين احاديث ، از دروغ‌پردازان ماهر ! و