تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصلح جهانى از ديدگاه شيعه و اهل سنت (فارسى) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
ب ) علمايى كه درباره اعتقادات اهل سنّت و جماعت قلم زده‌اند به‌طور كتبى به ظهور مهدى در آخرالزمان اذعان نموده‌اند ؛ از جمله « الحسن بن على البر بهارى » و « سفارينى » ( كه قبلًا و در شماره 14 به نظريه آنان اشاره كرده‌ايم . . . ) . وانگهى عدم ذكر ظهور مهدى در آخرالزمان در كتب بعضى از بزرگان ما ، دليل آن نيست كه آنان اعتقاد به مهدى را جزو اعتقادات مسلمانان نمىدانسته‌اند ، زيرا آنان مقيد به شرح همه عقايد و ضبط تمامى معتقدات نبودند و بعضى از آنان مسائل كلى را بازگو نموده‌اند كه وجوب باورداشت تمامى آن‌چه پيامبر صلى الله عليه و آله خبر داد و نقل آن صحيح باشد ، در آن مىگنجد ، همانطور كه « ابن قدامه مقدسى » اين كار را انجام داده است . ج ) پاسخ اين سخن ابن محمود : « به فرض اين‌كه اين احاديث يا بعضى از آنها - طبق ادعايشان - صحيح و در معنا متواتر است ، اما ربطى به اعتقاد دينى ندارد ! » ، اين است كه اين ادعا باطل و نادرست است و گرنه چگونه به « صحت نقل » اعتقاد داشته باشيم ، ولى آن را « باور » نكنيم و به مقتضاى آن اعتقاد نداشته باشيم ؟ ما در شماره 16 آن‌چه « سيوطى » از « شافعى » در اين باره نقل مىكند ، آورديم و هم‌چنين در شماره هم مطلبى را كه « بيهقى » از « عبداللَّه بن احمد بن حنبل » نقل كرده ، ذكر نموديم و نيازى به تكرار آن مطالب نيست . خلاصه‌اش اين است كه صحت حديث ، اقتضاى اعتقاد به آن را دارد و بدين ترتيب ، سخن « ابن محمود » ادعاى متناقض و بىربطى است .

33 . اعتقاد به مهدويت ، پديده‌اى نوين !

شيخ « ابن محمود » اعتقاد به صحت ظهور مهدى را اعتقاد ناپسند ! ، بدعت و پديده‌اى نوين ناميده و در صفحه دوازدهم رساله‌اش مىنويسد : « من در دوران جوانى در مورد اعتقاد به ظهور مهدى ، تحت تأثير شيخ الاسلام ، هم‌عقيده او بودم ، ولى وقتى به چهل سالگى رسيدم و آگاهى بيشترى از علوم و فنون ! يافتم و آن‌گاه احاديث مربوط به مهدى را بررسى نمودم ، اين اعتقاد زشت را از خود
مصلح جهانى از ديدگاه شيعه و اهل سنت (فارسى) — صفحة 232 | خسرو شاهى / ابو الاعلى مودودى / شيخ عبد المحسن العباد